liquidized

[ایالات متحده]/ˈlɪkwɪdaɪzd/
[بریتانیا]/ˈlɪkwɪˌdaɪzd/

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی کامل liquidize

عبارات و ترکیب‌ها

liquidized soup

سوپ مایع‌شده

liquidized fruit

میوه مایع‌شده

liquidized vegetables

سبزیجات مایع‌شده

liquidized mixture

مخلوط مایع‌شده

liquidized diet

رژیم غذایی مایع‌شده

liquidized form

فرم مایع‌شده

liquidized ingredients

مواد مایع‌شده

liquidized puree

پوره مایع‌شده

liquidized blend

بلند مایع‌شده

liquidized substance

ماده مایع‌شده

جملات نمونه

the chef liquidized the vegetables to create a smooth soup.

سرآشپز سبزیجات را پوره کرد تا سوپ نرمی درست کند.

after being liquidized, the fruit became a refreshing drink.

پس از پوره شدن، میوه به یک نوشیدنی مطبوع تبدیل شد.

she liquidized the ingredients to make a healthy smoothie.

او مواد لازم را پوره کرد تا اسموتی سالمی درست کند.

the mixture was liquidized to ensure even consistency.

مخلوط پوره شد تا یکنواختی آن تضمین شود.

liquidized food is often easier for babies to digest.

غذاهای پوره شده اغلب برای نوزادان راحت‌تر هضم می‌شوند.

they liquidized the herbs to extract their essential oils.

آنها گیاهان دارویی را پوره کردند تا روغن های ضروری آنها را استخراج کنند.

liquidized forms of medication can be more effective for some patients.

فرم‌های دارویی پوره شده ممکن است برای برخی از بیماران مؤثرتر باشند.

he liquidized the leftovers to avoid wasting food.

او غذای باقی‌مانده را پوره کرد تا از دور ریختن غذا جلوگیری کند.

liquidized nutrients are quickly absorbed by the body.

مواد مغذی پوره شده به سرعت توسط بدن جذب می‌شوند.

the artist liquidized the paint to create a unique texture.

هنرمند رنگ را پوره کرد تا بافتی منحصر به فرد ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید