fluidized

[ایالات متحده]/ˈfluːɪdaɪzd/
[بریتانیا]/ˈfluːɪdaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در حالتی از جاری شدن مانند یک مایع

عبارات و ترکیب‌ها

fluidized bed

بستر سیال

fluidized particles

ذرات روان‌شده

fluidized flow

جریان روان‌شده

fluidized system

سیستم روان‌شده

fluidized medium

محیط روان‌شده

fluidized reactor

راکتور روان‌شده

fluidized state

حالت روان‌شده

fluidized solids

جامدات روان‌شده

fluidized combustion

سوختن روان‌شده

fluidized transport

حمل و نقل روان‌شده

جملات نمونه

the particles were fluidized to enhance the reaction rate.

ذرات برای افزایش سرعت واکنش سیالیز شدند.

in the process, the solid material is fluidized by air.

در این فرآیند، مواد جامد توسط هوا سیالیز می شوند.

fluidized beds are commonly used in chemical engineering.

تخت‌های سیالیزه به طور معمول در مهندسی شیمی استفاده می‌شوند.

we need to ensure the particles remain fluidized during the experiment.

ما باید اطمینان حاصل کنیم که ذرات در طول آزمایش سیالیزه باقی می مانند.

the fluidized state allows for better heat transfer.

حالت سیالیزه به انتقال بهتر گرما اجازه می دهد.

fluidized combustion technology is more efficient than traditional methods.

فناوری احتراق سیالیزه نسبت به روش های سنتی کارآمدتر است.

they studied the behavior of fluidized particles under different conditions.

آنها رفتار ذرات سیالیزه را در شرایط مختلف مطالعه کردند.

the fluidized layer helps to create a uniform temperature distribution.

لایه سیالیزه به ایجاد توزیع یکنواخت دما کمک می کند.

fluidized systems can improve mixing and reaction efficiency.

سیستم های سیالیزه می توانند اختلاط و کارایی واکنش را بهبود بخشند.

during the process, the catalyst was fluidized for optimal performance.

در طول فرآیند، کاتالیزور برای عملکرد بهینه سیالیزه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید