lithic

[ایالات متحده]/ˈlɪθɪk/
[بریتانیا]/ˈlɪθɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به سنگ یا صخره؛ مربوط به یا شبیه سنگ؛ مرتبط با سنگ‌ها در زمینه پزشکی

عبارات و ترکیب‌ها

lithic tool

ابزار سنگی

lithic artifact

اشیای سنگی

lithic analysis

تحلیل سنگ

lithic culture

فرهنگ سنگی

lithic technology

فناوری سنگی

lithic industry

صنعت سنگی

lithic resource

منبع سنگ

lithic material

مواد سنگی

lithic context

زمینه سنگی

lithic sample

نمونه سنگی

جملات نمونه

archaeologists discovered a lithic tool used by ancient humans.

باستان‌شناسان ابزار سنگی مورد استفاده انسان‌های باستانی را کشف کردند.

the lithic artifacts were carefully analyzed for their age.

اشیای سنگی به دقت برای تعیین سن آنها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

many lithic sites provide insight into prehistoric life.

بسیاری از مناطق سنگی بینش ارزشمندی در مورد زندگی پیش از تاریخ ارائه می‌دهند.

she studied the lithic technology of early civilizations.

او فناوری سنگی تمدن‌های اولیه را مطالعه کرد.

lithic materials were essential for tool-making in ancient times.

مواد سنگی برای ساخت ابزار در دوران باستان ضروری بودند.

the museum features an exhibit on lithic production techniques.

موزه دارای بخشی در مورد تکنیک‌های تولید سنگی است.

he found a lithic fragment while hiking in the mountains.

او در حین پیاده‌روی در کوه‌ها یک تکه سنگ پیدا کرد.

the lithic landscape reveals the history of human settlement.

مناظر سنگی تاریخ سکونت انسان را نشان می‌دهد.

understanding lithic styles helps in dating archaeological sites.

درک سبک‌های سنگی به تعیین قدمت سایت‌های باستان‌شناسی کمک می‌کند.

her research focuses on the lithic culture of the region.

تحقیقات او بر روی فرهنگ سنگی منطقه متمرکز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید