liveable city
شهر قابل سکونت
liveable environment
محیط زیست قابل سکونت
liveable space
فضای قابل سکونت
liveable community
جامعه قابل سکونت
liveable area
منطقه قابل سکونت
liveable home
خانه قابل سکونت
liveable conditions
شرایط قابل سکونت
liveable lifestyle
سبک زندگی قابل سکونت
liveable region
منطقه قابل سکونت
liveable planet
سیاره قابل سکونت
the city is known for its liveable environment.
شهر به خاطر محیط زندگی مناسبش شناخته شده است.
creating a liveable space is essential for comfort.
ایجاد فضایی قابل سکونت برای راحتی ضروری است.
they are working on making the neighborhood more liveable.
آنها در تلاشند تا محله را قابل سکونت تر کنند.
liveable cities often have good public transport.
شهرهای قابل سکونت اغلب دارای سیستم حمل و نقل عمومی خوبی هستند.
she prefers liveable homes with lots of natural light.
او خانههایی با نور طبیعی زیاد و قابل سکونت را ترجیح میدهد.
investing in liveable areas can boost property values.
سرمایهگذاری در مناطق قابل سکونت میتواند ارزش ملک را افزایش دهد.
many people seek liveable conditions when relocating.
بسیاری از مردم هنگام جابجایی به دنبال شرایط قابل سکونت هستند.
liveable communities promote a high quality of life.
جامعههای قابل سکونت، کیفیت بالای زندگی را ترویج میکنند.
he believes that a liveable city should be sustainable.
او معتقد است که یک شهر قابل سکونت باید پایدار باشد.
the report highlights the importance of liveable cities.
گزارش بر اهمیت شهرهای قابل سکونت تأکید میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید