living-room

[ایالات متحده]/ˈlɪvɪŋˌruːm/
[بریتانیا]/ˈlɪvɪŋˌruːm/

ترجمه

n. فضایی در خانه برای استفاده‌ی عمومی و روزمره
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

living-room furniture

وسایل اتاق نشیمن

جملات نمونه

we spent the evening chatting in the living-room.

ما شام را با گپ و گفتن در اتاق نشیمن گذراندیم.

the living-room is our favorite place to relax.

اتاق نشیمن مورد علاقه ما برای استراحت است.

a comfortable sofa dominates the living-room space.

یک مبل راحت فضای اتاق نشیمن را تسخیر کرده است.

we rearranged the furniture in the living-room yesterday.

ما دیروز مبلمان را در اتاق نشیمن دوباره مرتب کردیم.

the children were playing games in the living-room.

بچه ها در حال بازی کردن در اتاق نشیمن بودند.

a large window provides plenty of light in the living-room.

یک پنجره بزرگ نور زیادی را به اتاق نشیمن می رساند.

we often gather in the living-room to watch movies.

ما اغلب برای تماشای فیلم در اتاق نشیمن جمع می شویم.

the living-room rug is persian, adding warmth to the space.

فرش اتاق نشیمن ایرانی است و گرما را به فضا اضافه می کند.

she decorated the living-room with festive decorations.

او اتاق نشیمن را با تزئینات جشن تزئین کرد.

the television is mounted on the wall in the living-room.

تلویزیون روی دیوار اتاق نشیمن نصب شده است.

we're planning to repaint the living-room next month.

ما قصد داریم ماه آینده اتاق نشیمن را دوباره رنگ کنیم.

the fireplace is the focal point of the living-room.

شومینه نقطه کانونی اتاق نشیمن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید