loamy

[ایالات متحده]/'ləumi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. حاصلخیز

عبارات و ترکیب‌ها

loamy soil

خاک حاصلخیز

rich loamy texture

بافت حاصلخیز و لومی

جملات نمونه

The farmer's field had rich, loamy soil.

زمین کشاورز دارای خاک حاصلخیز و لومی بود.

The plants thrived in the loamy earth.

گیاهان در خاک لومی به خوبی رشد می‌کردند.

The loamy texture of the soil made it easy to work with.

بافت لومی خاک باعث می‌شد کار با آن آسان باشد.

Gardening enthusiasts prefer loamy soil for planting.

باغبانی‌های مشتاق خاک لومی را برای کاشت گیاهان ترجیح می‌دهند.

The loamy scent of the forest filled the air.

بوی لومی جنگل هوا را پر کرد.

Farmers often add compost to loamy soil to improve its fertility.

کشاورزان اغلب برای بهبود حاصلخیزی خاک لومی، کود کمپوست اضافه می‌کنند.

The loamy ground absorbed the rainwater quickly.

زمین لومی به سرعت آب باران را جذب کرد.

The loamy riverbank provided a perfect habitat for various aquatic creatures.

گودال لومی کنار رودخانه زیستگاه مناسبی برای موجودات آبزی مختلف فراهم کرد.

The children enjoyed playing in the loamy sandbox at the park.

کودکان از بازی در شن‌دان لومی در پارک لذت بردند.

The construction workers dug through the loamy soil to lay the foundation.

کارگران ساختمانی برای ساختن پایه، از میان خاک لومی حفر کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید