silty soil
خاک لومی
silty water
آب لومی
silty sediment
رسوب لومی
silty texture
بافت لومی
silty river
رودخانه لومی
silty deposit
رسوب لومی
silty landscape
مناظر لومی
silty area
منطقه لومی
silty environment
محیط لومی
silty conditions
شرایط لومی
the river was silty after the heavy rain.
رودخانه پس از باران شدید، رسی بود.
they found silty soil perfect for growing rice.
آنها خاک رسی را برای کشت برنج بسیار مناسب یافتند.
the silty texture of the mud made it difficult to walk.
بافت رسی گل باعث میشد راه رفتن دشوار باشد.
fish prefer silty waters where they can hide.
ماهیها آبهای رسی را که میتوانند در آن پنهان شوند، ترجیح میدهند.
the lake became silty due to the construction nearby.
دریاچه به دلیل ساخت و سازهای نزدیک، رسی شد.
she enjoyed the silty feeling of the beach under her feet.
او از حس رسی ساحل زیر پای خود لذت برد.
the silty sediment was analyzed for pollution levels.
رسوبات رسی برای بررسی سطح آلودگی تجزیه و تحلیل شدند.
he warned that silty conditions could affect navigation.
او هشدار داد که شرایط رسی میتواند بر ناوبری تأثیر بگذارد.
silty deposits can enrich the surrounding ecosystem.
رسوبات رسی میتوانند اکوسیستم اطراف را غنی کنند.
the fisherman complained about the silty waters affecting his catch.
ماهیگیر در مورد تأثیر آبهای رسی بر صید خود شکایت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید