loathsomest

[ایالات متحده]/'ləʊðs(ə)m/
[بریتانیا]/'loθsəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ایجاد کننده نفرت، انزجار یا بیزاری؛ نفرت‌انگیز، غیرقابل تحمل، دفع‌کننده.

جملات نمونه

this loathsome little swine.

این خوک کوچک نفرت انگیز.

In “Nixon” he made that president so epically loathsome that even his Irish setter turned on him.

در «نیکسون» او آن رئیس‌جمهور را به گونه‌ای به‌طور حماسی نفرت‌انگیز کرد که حتی سگ ایرلندی او نیز علیهش طغیان کرد.

a loathsome smell filled the room

یک بوی نفرت انگیز اتاق را پر کرد.

he made a loathsome comment

او یک اظهار نظر نفرت انگیز کرد.

the loathsome sight made her sick

صحنه نفرت انگیز او را مريض کرد.

the movie depicted a loathsome character

فیلم شخصیتی نفرت انگیز را به تصویر کشید.

her behavior was truly loathsome

رفتار او واقعاً نفرت انگیز بود.

a loathsome creature emerged from the darkness

یک موجود نفرت انگیز از تاریکی بیرون آمد.

the loathsome taste of the medicine lingered in his mouth

طعم نفرت انگیز دارو در دهانش ماند.

his loathsome attitude towards others alienated him

حرف و عمل بد او نسبت به دیگران او را از آنها جدا کرد.

the loathsome behavior of the bully angered everyone

رفتار بد و زننده ی زورگو باعث خشم همه شد.

she couldn't stand the loathsome feeling of betrayal

او نمی‌توانست احساس خیانت نفرت انگیز را تحمل کند.

نمونه‌های واقعی

And loathsome canker lives in sweetest bud.

ریزش های ناخوشایند در لطیف ترین غوزه ها وجود دارد.

منبع: The complete original version of the sonnet.

Taking his comfort! There he lay, -squalid and loathsome under the bright heaven, -an imbruted man.

او آرامش خود را به دست آورد! او آنجا دراز کشیده بود، -ناپاک و نفرت انگیز زیر آسمان روشن، -مرد وحشی.

منبع: American Original Language Arts Volume 5

You don't know her, Bree. She's a loathsome woman. I refuse to break bread with her.

تو او را نمی شناسی، بری. او زنی نفرت انگیز است. من از خوردن نان با او امتناع می کنم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

I think you're detestable. You're the most loathsome beast that it's ever been my misfortune to meet.

فکر می کنم شما نفرت انگیز هستید. شما نفرت انگیزترین حیواناتی هستید که تا به حال بدبختی من بوده است.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

A loathsome sore unbanded a dirty act done publicly; a lazar house with all its doors and windows open.

زخم نفرت انگیزی بدون باند، یک عمل کثیف که علنا انجام شد؛ یک خانه جذامی با تمام درها و پنجره های باز.

منبع: Crash Course in Drama

These very often distort inner data so that unreliable and even loathsome constructions are formed.This is of great importance.

اینها اغلب داده های داخلی را به گونه ای تحریف می کنند که ساختارهای غیرقابل اعتماد و حتی نفرت انگیز شکل می گیرند. این از اهمیت زیادی برخوردار است.

منبع: The Early Sessions

So something is loathsome, it is odious.

بنابراین، اگر چیزی نفرت انگیز باشد، نفرت انگیز است.

منبع: English With Lucy

" Why, you perfectly loathsome man, " she squawked.

"وای، تو مرد کاملاً نفرت انگیز،" او قارآوی کرد.

منبع: The Woman at the Bottom of the Lake (Part 1)

He was withered, wrinkled, and loathsome of visage.

او پژمرده، چروکیده و از چهره نفرت انگیز بود.

منبع: The Picture of Dorian Gray

Oh, what a loathsome thing to have done.

اوه، چه چیز نفرت انگیزی انجام شد.

منبع: Garden Party (Part 2)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید