lobbyisms

[ایالات متحده]/ˈlɒbɪɪzəmz/
[بریتانیا]/ˈlɑːbiˌɪzəmz/

ترجمه

n. فعالیت‌هایی که به منظور تأثیرگذاری بر تصمیمات دولتی انجام می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

political lobbyisms

لابی‌های سیاسی

corporate lobbyisms

لابی‌های شرکتی

government lobbyisms

لابی‌های دولتی

special interest lobbyisms

لابی‌های ذینفع ویژه

grassroots lobbyisms

لابی‌های مردمی

environmental lobbyisms

لابی‌های زیست‌محیطی

social lobbyisms

لابی‌های اجتماعی

economic lobbyisms

لابی‌های اقتصادی

legal lobbyisms

لابی‌های قانونی

public lobbyisms

لابی‌های عمومی

جملات نمونه

lobbyisms often influence government decisions.

لابی‌گری‌ها اغلب بر تصمیمات دولت تأثیر می‌گذارند.

many lobbyisms are aimed at shaping public policy.

بسیاری از لابی‌گری‌ها با هدف شکل‌دهی به سیاست‌های عمومی انجام می‌شوند.

understanding lobbyisms is crucial for political engagement.

درک لابی‌گری‌ها برای مشارکت سیاسی بسیار مهم است.

lobbyisms can create significant changes in legislation.

لابی‌گری‌ها می‌توانند تغییرات قابل توجهی در قوانین ایجاد کنند.

critics argue that lobbyisms undermine democracy.

منتقدان استدلال می‌کنند که لابی‌گری‌ها باعث تضعیف دموکراسی می‌شوند.

effective lobbyisms require strong communication skills.

لابی‌گری‌های مؤثر به مهارت‌های ارتباطی قوی نیاز دارند.

lobbyisms often involve large sums of money.

لابی‌گری‌ها اغلب شامل مبالغ هنگفتی پول می‌شوند.

transparency in lobbyisms is essential for accountability.

شفافیت در لابی‌گری‌ها برای پاسخگویی ضروری است.

many organizations engage in lobbyisms to promote their interests.

سازمان‌های زیادی برای ترویج منافع خود در لابی‌گری شرکت می‌کنند.

lobbyisms can sometimes lead to conflicts of interest.

لابی‌گری‌ها گاهی اوقات می‌توانند منجر به تضاد منافع شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید