lobscouses

[ایالات متحده]/ˈlɒbskəsɪz/
[بریتانیا]/ˈlɑbˌskaʊsɪz/

ترجمه

n. خورشتی که از گوشت و سبزیجات تهیه می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

lobscouses dish

غذای لوبسکوز

lobscouses recipe

دستور غذای لوبسکوز

lobscouses feast

جشنواره لوبسکوز

lobscouses stew

خوراک لوبسکوز

lobscouses flavor

طعم لوبسکوز

lobscouses lovers

عاشقان لوبسکوز

lobscouses meal

وعده غذایی لوبسکوز

lobscouses taste

طعم لوبسکوز

lobscouses variety

تنوع لوبسکوز

lobscouses platter

سینی لوبسکوز

جملات نمونه

he prepared a delicious lobscouse for dinner.

او یک غذای لوبسکوس خوشمزه برای شام آماده کرد.

lobscouse is a traditional sailor's dish.

لوبسکوس یک غذای سنتی ملوانان است.

we enjoyed lobscouse while camping by the sea.

ما در حالی که کنار دریا کمپ داشتیم از لوبسکوس لذت بردیم.

she learned to cook lobscouse from her grandmother.

او طرز تهیه لوبسکوس را از مادربزرگش یاد گرفت.

the lobscouse was filled with fresh vegetables.

لوبسکوس پر از سبزیجات تازه بود.

he added spices to the lobscouse for extra flavor.

او برای طعم بیشتر ادویه به لوبسکوس اضافه کرد.

they served lobscouse at the maritime festival.

آنها لوبسکوس را در جشنواره دریایی سرو کردند.

after a long day, a bowl of lobscouse was comforting.

بعد از یک روز طولانی، یک کاسه لوبسکوس آرامش بخش بود.

he reminisced about the lobscouse they used to eat.

او در مورد لوبسکوسی که قبلاً می خوردند، یادآوری کرد.

the lobscouse recipe was passed down through generations.

دستور تهیه لوبسکوس نسل به نسل منتقل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید