localised

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. محدود به یک ناحیه یا دامنه خاص.
Word Forms
زمان گذشتهlocalised
قسمت سوم فعلlocalised

جملات نمونه

The company localised their website for the Chinese market.

شرکت، وب‌سایت خود را برای بازار چین محلی‌سازی کرد.

It's important to localise your marketing strategy to appeal to different cultures.

مهم است که استراتژی بازاریابی خود را برای جذب فرهنگ‌های مختلف محلی‌سازی کنید.

The software was localised into multiple languages for global users.

نرم‌افزار برای کاربران جهانی به چندین زبان محلی‌سازی شد.

Localised weather forecasts are more accurate for specific regions.

پیش‌بینی‌های آب‌وهوایی محلی‌شده برای مناطق خاص دقیق‌تر هستند.

The restaurant localised their menu to cater to the preferences of the local customers.

رستوران منوی خود را برای پاسخگویی به ترجیحات مشتریان محلی محلی‌سازی کرد.

To succeed in the international market, companies need to localise their products.

برای موفقیت در بازار بین‌المللی، شرکت‌ها باید محصولات خود را محلی‌سازی کنند.

Localised content helps websites rank higher in search engine results.

محتوای محلی‌شده به وب‌سایت‌ها کمک می‌کند تا در نتایج موتورهای جستجو رتبه بالاتری داشته باشند.

The game developer localised the game to make it more appealing to players in different regions.

توسعه‌دهنده بازی، بازی را محلی‌سازی کرد تا برای بازیکنان در مناطق مختلف جذاب‌تر باشد.

Localised customer support is essential for providing quality service to users worldwide.

پشتیبانی مشتری محلی‌شده برای ارائه خدمات با کیفیت به کاربران در سراسر جهان ضروری است.

Companies often localise their advertisements to resonate with local culture and values.

شرکت‌ها اغلب تبلیغات خود را برای همخوانی با فرهنگ و ارزش‌های محلی محلی‌سازی می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید