localising

[ایالات متحده]/'ləʊkəlaɪz/
[بریتانیا]/ˈlokəˌlaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. چیزی را به مکان خاصی مشخص‌تر کند؛ چیزی را ویژگی محلی بدهد.

جملات نمونه

The authorities tried to localise the epidemic.

مقامات تلاش کردند تا همه‌گیری را به مناطق محلی محدود کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید