lockage

[ایالات متحده]/ˈlɒkɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈlɑːkɪdʒ/

ترجمه

n. عمل عبور از قفل; سیستم قفل‌ها; هزینه‌های عبور از قفل; درجه افزایش و کاهش یک قفل; ساخت و استفاده از قفل‌ها
Word Forms
جمعlockages

عبارات و ترکیب‌ها

lockage issue

مشکل قفل‌شدگی

lockage prevention

جلوگیری از قفل‌شدگی

lockage control

کنترل قفل‌شدگی

lockage analysis

تجزیه و تحلیل قفل‌شدگی

lockage removal

حذف قفل‌شدگی

lockage detection

تشخیص قفل‌شدگی

lockage report

گزارش قفل‌شدگی

lockage management

مدیریت قفل‌شدگی

lockage monitoring

نظارت بر قفل‌شدگی

lockage solution

راه حل قفل‌شدگی

جملات نمونه

the lockage in the pipe caused a significant delay in the water supply.

مسدود شدن لوله باعث تأخیر قابل توجهی در تأمین آب شد.

we need to address the lockage issue before it worsens.

ما باید مشکل مسدود شدن را قبل از بدتر شدن آن حل کنیم.

lockage can lead to increased pressure in the system.

مسدود شدن می تواند منجر به افزایش فشار در سیستم شود.

the technician cleared the lockage quickly and efficiently.

تکنسین به سرعت و به طور موثر مسدود شدن را برطرف کرد.

regular maintenance helps prevent lockage in the drainage system.

تعویض منظم به جلوگیری از مسدود شدن در سیستم زهکشی کمک می کند.

lockage in the sewer can create unpleasant odors.

مسدود شدن در فاضلاب می تواند باعث ایجاد بوی بد شود.

identifying the cause of lockage is crucial for effective repairs.

شناسایی علت مسدود شدن برای تعمیرات موثر بسیار مهم است.

after the heavy rain, lockage was reported in several areas.

پس از باران شدید، گزارش شد که در چندین منطقه مسدود شدن وجود دارد.

the lockage in the canal affected the navigation of boats.

مسدود شدن در کانال بر ناوبری قایق ها تأثیر گذاشت.

they installed a new system to reduce lockage in the future.

آنها یک سیستم جدید برای کاهش مسدود شدن در آینده نصب کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید