logomach

[ایالات متحده]/[lɔˈɡɒmək]/
[بریتانیا]/[lɑˈɡɑːmæk]/

ترجمه

n. اختلاف نظر درباره معانی کلمات؛ یک جنجال کلامی؛ یک معما کلامی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

logomach controversy

مناقشه لوگوماک

logomach debate

بحث لوگوماک

logomach argument

استدلال لوگوماک

logomach discussion

گفتگوی لوگوماک

logomach dispute

اختلاف لوگوماک

logomach analysis

تجزیه و تحلیل لوگوماک

logomach theory

نظریه لوگوماک

logomach critique

انتقاد لوگوماک

logomach perspective

دیدگاه لوگوماک

logomach framework

چارچوب لوگوماک

جملات نمونه

he is known for his logomachy in debates.

او به خاطر مناظره‌های خود در بحث‌ها شناخته شده است.

the logomachy between the two scholars lasted for hours.

مناظره بین دو محقق ساعت‌ها طول کشید.

in a logomachy, clarity is often lost.

در یک مناظره، وضوح اغلب از بین می‌رود.

they engaged in a friendly logomachy over the definition of freedom.

آنها در یک مناظره دوستانه در مورد تعریف آزادی شرکت کردند.

logomachy can sometimes lead to misunderstandings.

مناظره گاهی اوقات می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

the professor's logomachy was both entertaining and enlightening.

مناظره استاد هم سرگرم‌کننده و هم روشنگر بود.

her tendency for logomachy made discussions more complex.

تمایل او به مناظره باعث پیچیده‌تر شدن بحث‌ها شد.

logomachy often distracts from the main issue at hand.

مناظره اغلب باعث منحرف شدن از مسئله اصلی می‌شود.

the logomachy over the policy details was intense.

مناظره در مورد جزئیات سیاست‌ها شدید بود.

many enjoy the logomachy of political debates.

بسیاری از مناظره‌های بحث‌های سیاسی لذت می‌برند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید