logorrheas in speech
گسندگی در گفتار
chronic logorrheas
گسندگی مزمن
logorrheas and silence
گسندگی و سکوت
logorrheas of thoughts
گسندگی افکار
logorrheas in writing
گسندگی در نوشتن
overcoming logorrheas
غلبه بر گسندگی
logorrheas and communication
گسندگی و ارتباط
logorrheas in therapy
گسندگی در درمان
logorrheas as disorder
گسندگی به عنوان اختلال
diagnosing logorrheas
تشخیص گسندگی
his logorrheas during meetings often bore everyone.
صحبتهای طولانی و بیوقفه او در جلسات اغلب همه را خسته میکرد.
she was known for her logorrheas at social gatherings.
او به خاطر صحبتهای طولانی و بیوقفه خود در جمعهای اجتماعی معروف بود.
logorrheas can sometimes mask deeper issues.
صحبتهای طولانی و بیوقفه گاهی اوقات میتوانند مسائل عمیقتر را پنهان کنند.
his logorrheas made it difficult for others to contribute.
صحبتهای طولانی و بیوقفه او باعث میشد که دیگران نتوانند مشارکت کنند.
her logorrheas were a source of amusement for her friends.
صحبتهای طولانی و بیوقفه او برای دوستانش منبع تفریح بود.
logorrheas can be a sign of nervousness.
صحبتهای طولانی و بیوقفه میتوانند نشانهای از عصبی بودن باشند.
he often confused people with his logorrheas.
او اغلب با صحبتهای طولانی و بیوقفه خود مردم را گیج میکرد.
logorrheas can hinder effective communication.
صحبتهای طولانی و بیوقفه میتوانند ارتباط موثر را مختل کنند.
she tried to control her logorrheas during interviews.
او سعی کرد صحبتهای طولانی و بیوقفه خود را در طول مصاحبه کنترل کند.
his logorrheas revealed his passion for the subject.
صحبتهای طولانی و بیوقفه او اشتیاق او به موضوع را نشان داد.
logorrheas in speech
گسندگی در گفتار
chronic logorrheas
گسندگی مزمن
logorrheas and silence
گسندگی و سکوت
logorrheas of thoughts
گسندگی افکار
logorrheas in writing
گسندگی در نوشتن
overcoming logorrheas
غلبه بر گسندگی
logorrheas and communication
گسندگی و ارتباط
logorrheas in therapy
گسندگی در درمان
logorrheas as disorder
گسندگی به عنوان اختلال
diagnosing logorrheas
تشخیص گسندگی
his logorrheas during meetings often bore everyone.
صحبتهای طولانی و بیوقفه او در جلسات اغلب همه را خسته میکرد.
she was known for her logorrheas at social gatherings.
او به خاطر صحبتهای طولانی و بیوقفه خود در جمعهای اجتماعی معروف بود.
logorrheas can sometimes mask deeper issues.
صحبتهای طولانی و بیوقفه گاهی اوقات میتوانند مسائل عمیقتر را پنهان کنند.
his logorrheas made it difficult for others to contribute.
صحبتهای طولانی و بیوقفه او باعث میشد که دیگران نتوانند مشارکت کنند.
her logorrheas were a source of amusement for her friends.
صحبتهای طولانی و بیوقفه او برای دوستانش منبع تفریح بود.
logorrheas can be a sign of nervousness.
صحبتهای طولانی و بیوقفه میتوانند نشانهای از عصبی بودن باشند.
he often confused people with his logorrheas.
او اغلب با صحبتهای طولانی و بیوقفه خود مردم را گیج میکرد.
logorrheas can hinder effective communication.
صحبتهای طولانی و بیوقفه میتوانند ارتباط موثر را مختل کنند.
she tried to control her logorrheas during interviews.
او سعی کرد صحبتهای طولانی و بیوقفه خود را در طول مصاحبه کنترل کند.
his logorrheas revealed his passion for the subject.
صحبتهای طولانی و بیوقفه او اشتیاق او به موضوع را نشان داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید