loll about the strees
در مورد استرس شوخی کردن
a pennant lolling from the mast.
پرچم آویزان از دنده.
loll one's head out of the window
سر خود را از پنجره بیرون بیاورید
The dog's tongue lolled out.
زبانه سگ از دهان بیرون آویزان بود.
There were several kids lolling around outside the club.
چند کودک در خارج از باشگاه ولو شده بودند.
the two girls lolled in their chairs.
دو دختر در صندلیهایشان ولو شده بودند.
the boy lolled out his tongue.
پسر زبانه خود را بیرون آورد.
lolled his head on the armrest.
سرش را روی دستگیره ولو کرد.
They lolled and lolloped about.
آنها ولو و به اطراف میرفتند.
Jim should get a job instead of lolling around the house all day.
جیم باید به جای ولو شدن در خانه تمام روز، یک شغل پیدا کند.
her tongue was lolling out between her teeth.
زبانه اش بین دندان هایش آویزان بود.
Life is a loller coaster, and you never know when it turns.
زندگی یک قطار کوستر است و هرگز نمی دانید چه زمانی تغییر می کند.
They lolled and lolloped about day after day.
آنها روزی پس از روزی ولو و به اطراف میرفتند.
His head lolled forward in his sleep.
سرش در حالی که میخوابید به جلو ولو شد.
he slumped against a tree trunk, his head lolling back.
او در حالی که به تنه درخت تکیه داده بود، سرش به عقب ولو شده بود.
loll about the strees
در مورد استرس شوخی کردن
a pennant lolling from the mast.
پرچم آویزان از دنده.
loll one's head out of the window
سر خود را از پنجره بیرون بیاورید
The dog's tongue lolled out.
زبانه سگ از دهان بیرون آویزان بود.
There were several kids lolling around outside the club.
چند کودک در خارج از باشگاه ولو شده بودند.
the two girls lolled in their chairs.
دو دختر در صندلیهایشان ولو شده بودند.
the boy lolled out his tongue.
پسر زبانه خود را بیرون آورد.
lolled his head on the armrest.
سرش را روی دستگیره ولو کرد.
They lolled and lolloped about.
آنها ولو و به اطراف میرفتند.
Jim should get a job instead of lolling around the house all day.
جیم باید به جای ولو شدن در خانه تمام روز، یک شغل پیدا کند.
her tongue was lolling out between her teeth.
زبانه اش بین دندان هایش آویزان بود.
Life is a loller coaster, and you never know when it turns.
زندگی یک قطار کوستر است و هرگز نمی دانید چه زمانی تغییر می کند.
They lolled and lolloped about day after day.
آنها روزی پس از روزی ولو و به اطراف میرفتند.
His head lolled forward in his sleep.
سرش در حالی که میخوابید به جلو ولو شد.
he slumped against a tree trunk, his head lolling back.
او در حالی که به تنه درخت تکیه داده بود، سرش به عقب ولو شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید