lolled

[US]/lɒld/
[UK]/lɔld/
Frequency: Very High

Translation

v. دراز کشیدن، نشستن یا ایستادن به صورت تنبل یا آرام؛ آویزان شدن یا شل آویزان بودن؛ وقت را بدون انجام کاری گذراندن

Phrases & Collocations

lolled around

گشت و گذار کرد

lolled back

به عقب ولو شد

lolled about

اینجا و آنجا ولو شد

lolled on

روی آن ولو شد

lolled in

در آن ولو شد

lolled out

بیرون ولو شد

lolled forward

به جلو ولو شد

lolled sideways

به پهلو ولو شد

lolled lazily

به صورت تنبلی ولو شد

lolled comfortably

به صورت راحت ولو شد

Example Sentences

the dog lolled on the porch, enjoying the sun.

سگ روی ایوان دراز کشیده بود و از آفتاب لذت می‌برد.

after a long day, she lolled on the couch watching tv.

بعد از یک روز طولانی، او دراز کشیده روی مبل تلویزیون تماشا می‌کرد.

the cat lolled lazily in the warm afternoon light.

گربه به آرامی در نور گرم بعد از ظهر دراز کشیده بود.

he lolled back in his chair, feeling relaxed.

او با احساس آرامش به عقب در صندلی خود دراز کشید.

they lolled around the pool all day, soaking up the sun.

آنها تمام روز در اطراف استخر دراز کشیده بودند و آفتاب می‌گرفتند.

the children lolled in the grass, looking at the clouds.

کودکان در چمن‌ها دراز کشیده بودند و به ابرها نگاه می‌کردند.

she lolled her head back in laughter at the joke.

او با خنده سرش را به عقب انداخت و از شوخی خندید.

he lolled on the beach, listening to the waves.

او روی ساحل دراز کشیده بود و به صدای امواج گوش می‌داد.

the rabbit lolled in its hutch, feeling safe.

خرگوش در قفس خود دراز کشیده بود و احساس امنیت می‌کرد.

after dinner, they lolled around the fire, sharing stories.

بعد از شام، آنها دور آتش دراز کشیده بودند و داستان‌هایی با هم به اشتراک گذاشتند.

Popular Words

Explore frequently searched vocabulary

Download App to Unlock Full Content

Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!

Download DictoGo Now