loment

[ایالات متحده]/ˈləʊmənt/
[بریتانیا]/ˈloʊmənt/

ترجمه

n. نوعی غلاف که هنگام رسیدن به بلوغ باز می‌شود؛ غلاف مفصلی
Word Forms
جمعloments

عبارات و ترکیب‌ها

loment moment

لحظه لمومنت

loment of silence

لحظه سکوت لمومنت

loment of joy

لحظه شادی لمومنت

loment of despair

لحظه ناامیدی لمومنت

loment of truth

لحظه حقیقت لمومنت

loment of reflection

لحظه تفکر لمومنت

loment of clarity

لحظه وضوح لمومنت

loment of realization

لحظه درک لمومنت

loment of change

لحظه تغییر لمومنت

loment of connection

لحظه ارتباط لمومنت

جملات نمونه

he expressed his loment over the loss of his friend.

او ابراز تاسف خود را از دست دادن دوستش بیان کرد.

during the meeting, she shared her loment about the project's direction.

در طول جلسه، او تاسف خود را در مورد جهت پروژه به اشتراک گذاشت.

his loment was evident when he spoke about his childhood.

تاسف او زمانی که درباره دوران کودکی خود صحبت کرد، آشکار بود.

after hearing the news, her loment was palpable.

پس از شنیدن خبر، تاسف او ملموس بود.

he wrote a poem to express his loment for the lost opportunities.

او شعر نوشت تا تاسف خود را برای فرصت‌های از دست رفته بیان کند.

she felt a deep loment for the changes in her hometown.

او احساس تاسف عمیقی نسبت به تغییرات در زادگاهش کرد.

his loment over the past mistakes haunted him.

تاسف او نسبت به اشتباهات گذشته او را آزار می‌داد.

they shared their loment about the environmental issues affecting their community.

آنها تاسف خود را در مورد مسائل زیست محیطی که بر جامعه آنها تأثیر می گذاشت به اشتراک گذاشتند.

in her speech, she conveyed her loment for the victims of the disaster.

در سخنرانی خود، او تاسف خود را برای قربانیان فاجعه بیان کرد.

his loment was a reminder of the importance of cherishing every moment.

تاسف او یادآور اهمیت قدردانی از هر لحظه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید