long-beaked bird
پرندۀ بینی طویل
long-beaked curlew
کورلو بینی طویل
long-beaked finches
گویچۀ بینی طویل
long-beaked heron
گرگان بینی طویل
long-beaked owl
کُکُب بینی طویل
the long-beaked bird skillfully caught a fish in the river.
پرندۀ دارای بینی طولانی به خوبی یک ماهی را در رودخانه گرفت.
we observed a long-beaked finch foraging for seeds on the ground.
ما یک گویچۀ دارای بینی طولانی را در حال جمع آوری دانهها روی زمین مشاهده کردیم.
the long-beaked warbler used its beak to probe for insects under bark.
گویچۀ دارای بینی طولانی از بینی خود برای جستجوی حشرات زیر پوست درخت استفاده کرد.
scientists studied the long-beaked hummingbird's feeding behavior.
دانشمندان رفتار تغذیۀ گویچۀ دارای بینی طولانی را مورد مطالعه قرار دادند.
the long-beaked kiwi is a flightless bird native to new zealand.
کیوی دارای بینی طولانی یک پرندۀ نمیتواننده است که از نسل اصلی نیوزیلند است.
a long-beaked curlew probed the mud for crustaceans.
یک گویچۀ دارای بینی طولانی از خاک رس برای جستجوی گوشتهای دریایی استفاده کرد.
the long-beaked eagle used its beak to tear apart its prey.
گربۀ دارای بینی طولانی از بینی خود برای شکستن غذای خود استفاده کرد.
the long-beaked puffin dives deep to catch small fish.
گویچۀ دارای بینی طولانی به عمق زیادی潜入 کرد تا ماهیهای کوچک را بگیرد.
the long-beaked crossbill is adapted to feeding on conifer seeds.
گویچۀ دارای بینی طولانی برای تغذیه روی دانههای جنگلی سازگار شده است.
we admired the long-beaked bird perched on a branch.
ما گویچۀ دارای بینی طولانی را که روی یک شاخه نشسته بود، با اعجاب دیدیم.
the long-beaked bird's unique morphology is fascinating to study.
مorfologی منحصر به فرد گویچۀ دارای بینی طولانی جالب برای مطالعه است.
long-beaked bird
پرندۀ بینی طویل
long-beaked curlew
کورلو بینی طویل
long-beaked finches
گویچۀ بینی طویل
long-beaked heron
گرگان بینی طویل
long-beaked owl
کُکُب بینی طویل
the long-beaked bird skillfully caught a fish in the river.
پرندۀ دارای بینی طولانی به خوبی یک ماهی را در رودخانه گرفت.
we observed a long-beaked finch foraging for seeds on the ground.
ما یک گویچۀ دارای بینی طولانی را در حال جمع آوری دانهها روی زمین مشاهده کردیم.
the long-beaked warbler used its beak to probe for insects under bark.
گویچۀ دارای بینی طولانی از بینی خود برای جستجوی حشرات زیر پوست درخت استفاده کرد.
scientists studied the long-beaked hummingbird's feeding behavior.
دانشمندان رفتار تغذیۀ گویچۀ دارای بینی طولانی را مورد مطالعه قرار دادند.
the long-beaked kiwi is a flightless bird native to new zealand.
کیوی دارای بینی طولانی یک پرندۀ نمیتواننده است که از نسل اصلی نیوزیلند است.
a long-beaked curlew probed the mud for crustaceans.
یک گویچۀ دارای بینی طولانی از خاک رس برای جستجوی گوشتهای دریایی استفاده کرد.
the long-beaked eagle used its beak to tear apart its prey.
گربۀ دارای بینی طولانی از بینی خود برای شکستن غذای خود استفاده کرد.
the long-beaked puffin dives deep to catch small fish.
گویچۀ دارای بینی طولانی به عمق زیادی潜入 کرد تا ماهیهای کوچک را بگیرد.
the long-beaked crossbill is adapted to feeding on conifer seeds.
گویچۀ دارای بینی طولانی برای تغذیه روی دانههای جنگلی سازگار شده است.
we admired the long-beaked bird perched on a branch.
ما گویچۀ دارای بینی طولانی را که روی یک شاخه نشسته بود، با اعجاب دیدیم.
the long-beaked bird's unique morphology is fascinating to study.
مorfologی منحصر به فرد گویچۀ دارای بینی طولانی جالب برای مطالعه است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید