short-beaked

[ایالات متحده]/[ʃɔːt biːkt]/
[بریتانیا]/[ʃɔːrt biːkt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای بینی کوتاه؛ مربوط به یک گونه پرندگان با بینی کوتاه.

عبارات و ترکیب‌ها

short-beaked dove

گویی با بینی کوتاه

short-beaked species

گونه‌های با بینی کوتاه

short-beaked bird

پرندگان با بینی کوتاه

short-beaked finches

گرگان‌های با بینی کوتاه

جملات نمونه

the short-beaked common dolphin is a small, agile marine mammal.

دلفین معمولی با بینی کوتاه یک پستاندار دریایی کوچک و مهارتمند است.

researchers studied the short-beaked eagle's hunting techniques.

پژوهشگران روش‌های شکار پرندگان با بینی کوتاه را مطالعه کردند.

the short-beaked ground finch has adapted to feeding on seeds.

کبوتر زمینی با بینی کوتاه به تغذیه از دانه‌ها سازگار شده است.

we observed a short-beaked hummingbird feeding from a flower.

ما یک پرندگان گل‌خوار با بینی کوتاه را در حال تغذیه از گل مشاهده کردیم.

the short-beaked puffin nests on rocky cliffs during the summer.

کبوتر پرندگان با بینی کوتاه در تابستان در شیب‌های سنگی تایر می‌کند.

its short-beaked profile is a characteristic feature of the species.

پروفیل بینی کوتاه آن یک ویژگی خاص این گونه است.

the short-beaked hawk is known for its powerful flight.

فalcon با بینی کوتاه به دلیل پرواز قدرتمندش معروف است.

the short-beaked kiwi is a flightless bird native to new zealand.

کیوی با بینی کوتاه یک پرندگان بدون پرواز است که از نسل نیوزلند است.

the short-beaked parrot uses its beak to crack open nuts.

پرندگان با بینی کوتاه از دهان خود برای باز کردن گردو استفاده می‌کنند.

a short-beaked warbler perched on a branch, singing sweetly.

یک پرندگان با بینی کوتاه روی یک شاخه نشسته و زیبایی می‌خواند.

the short-beaked sheathfish is a common fish in the amazon river.

مچک با بینی کوتاه یک ماهی رایج در رودخانه آمازون است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید