lovelaces

[ایالات متحده]/['lʌvleis]/
[بریتانیا]/['lʌvleis]/

ترجمه

n. شخصیتی از رمان ساموئل ریچاردسون "کلاریسا هارلو" (۱۷۴۸)، که اغلب با شخصیتی فریبنده یا بی بند و بار مرتبط است

عبارات و ترکیب‌ها

lovelaces unite

lovelaces متحد شوند

lovelaces forever

lovelaces تا ابد

lovelaces connect

lovelaces متصل شوند

lovelaces journey

سفر lovelaces

lovelaces together

lovelaces با هم

lovelaces bond

پیوند lovelaces

lovelaces thrive

lovelaces شکوفا شوند

lovelaces inspire

lovelaces الهام بخشند

lovelaces embrace

lovelaces در آغوش بگیرند

lovelaces celebrate

lovelaces جشن بگیرند

جملات نمونه

she wore a beautiful dress with lovelaces.

او یک لباس زیبا با گلدوزی های ظریف پوشید.

he admired the intricate design of the lovelaces.

او طراحی پیچیده گلدوزی ها را تحسین کرد.

the wedding gown had lovely lovelaces along the hem.

لباس عروس دارای گلدوزی های ظریف در امتداد حاشیه بود.

she decided to add lovelaces to her craft project.

او تصمیم گرفت گلدوزی ها را به پروژه هنری خود اضافه کند.

the antique shop sold various types of lovelaces.

فروشگاه عتیقه سازی انواع مختلف گلدوزی ها را به فروش می رساند.

he learned how to make lovelaces for his sewing class.

او یاد گرفت که چگونه گلدوزی ها را برای کلاس خیاطی خود درست کند.

many brides choose lovelaces for their veils.

عروس های زیادی برای حجاب خود گلدوزی ها را انتخاب می کنند.

she decorated her scrapbook with colorful lovelaces.

او دفتر خاطرات خود را با گلدوزی های رنگارنگ تزئین کرد.

the designer incorporated lovelaces into the new collection.

طراح گلدوزی ها را در مجموعه جدید خود گنجاند.

her grandmother taught her the art of making lovelaces.

مادربزرگش هنر ساختن گلدوزی ها را به او آموزش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید