lowballs offers
پیشنهادهای پایین
lowballs bids
حراجیهای پایین
lowballs prices
قیمتهای پایین
lowballs deals
معاملات پایین
lowballs estimates
تخمینهای پایین
lowballs salaries
حقوق پایین
lowballs proposals
پیشنهادهای پایین
lowballs costs
هزینههای پایین
lowballs expectations
انتظارات پایین
the company lowballs the salary offers to save costs.
شرکت برای صرفهجویی در هزینهها، پیشنهادات حقوق و دستمزد را پایین میآورد.
he always lowballs his competitors to gain an advantage.
او همیشه برای به دست آوردن برتری، رقبای خود را دست کم میگیرد.
lowballs offers
پیشنهادهای پایین
lowballs bids
حراجیهای پایین
lowballs prices
قیمتهای پایین
lowballs deals
معاملات پایین
lowballs estimates
تخمینهای پایین
lowballs salaries
حقوق پایین
lowballs proposals
پیشنهادهای پایین
lowballs costs
هزینههای پایین
lowballs expectations
انتظارات پایین
the company lowballs the salary offers to save costs.
شرکت برای صرفهجویی در هزینهها، پیشنهادات حقوق و دستمزد را پایین میآورد.
he always lowballs his competitors to gain an advantage.
او همیشه برای به دست آوردن برتری، رقبای خود را دست کم میگیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید