lubricious

[ایالات متحده]/lu:'briʃəs/
[بریتانیا]/luˈbrɪʃəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. لغزنده، نشان دهنده تمایل به فحشا.

جملات نمونه

Consistent pond is lentic, soak is stranded for a long time, water lubricious gradual change, surface has bubble then.

گودال ثابت لنتیک است، خیس برای مدت طولانی سرگردان است، تغییر تدریجی آب روان، سطح حباب دارد.

Objective To investigate the causes and preventing strategies to complications after super lubricious balloon lactoprene urethral catheter engagement.

هدف: بررسی علل و استراتژی‌های پیشگیری از عوارض پس از قرار دادن کاتتر مجرای ادرار بادکنکی فوق‌العاده روان‌کننده لاکتوپرن.

Methods Review and retrospectively analyze the clinical outcomes of 586 patients after super lubricious balloon lactoprene urethral catheter engagement.

روش‌ها: بررسی و تحلیل رتروسپکتیو نتایج بالینی 586 بیمار پس از قرار دادن کاتتر مجرای ادرار بادکنکی فوق‌العاده روان‌کننده لاکتوپرن.

lubricious behavior towards women

رفتار لغزنده با زنان

lubricious content in media

محتوای لغزنده در رسانه ها

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید