good luckinesses
شانسهای خوب
great luckinesses
شانسهای عالی
unexpected luckinesses
شانسهای غیرمنتظره
lucky luckinesses
شانسهای خوشایند
rare luckinesses
شانسهای نادر
endless luckinesses
شانسهای بیپایان
true luckinesses
شانسهای واقعی
shared luckinesses
شانسهای به اشتراک گذاشته شده
constant luckinesses
شانسهای ثابت
new luckinesses
شانسهای جدید
her luckinesses seem to follow her everywhere she goes.
به نظر می رسد اقبال او او را در همه جا همراهی می کند.
we should celebrate our luckinesses with a party.
ما باید اقبال خود را با یک مهمانی جشن بگیریم.
his luckinesses in life have always amazed his friends.
اقبال او در زندگی همیشه دوستانش را شگفت زده کرده است.
there are many luckinesses that come with hard work.
اقبال زیادی وجود دارد که با تلاش سخت همراه است.
she attributes her success to her luckinesses.
او موفقیت خود را به اقبال خود نسبت می دهد.
count your luckinesses, no matter how small.
اقبال خود را بشمارید، مهم نیست چقدر کوچک باشند.
his luckinesses in the lottery surprised everyone.
اقبال او در لاتاری همه را شگفت زده کرد.
they shared stories of their luckinesses during the trip.
آنها داستان های اقبال خود را در طول سفر به اشتراک گذاشتند.
finding a $100 bill was one of her luckinesses that day.
پیدا کردن یک اسکناس 100 دلاری یکی از اقبال های او در آن روز بود.
his luckinesses in finding great deals is impressive.
اقبال او در یافتن معاملات عالی قابل تحسین است.
good luckinesses
شانسهای خوب
great luckinesses
شانسهای عالی
unexpected luckinesses
شانسهای غیرمنتظره
lucky luckinesses
شانسهای خوشایند
rare luckinesses
شانسهای نادر
endless luckinesses
شانسهای بیپایان
true luckinesses
شانسهای واقعی
shared luckinesses
شانسهای به اشتراک گذاشته شده
constant luckinesses
شانسهای ثابت
new luckinesses
شانسهای جدید
her luckinesses seem to follow her everywhere she goes.
به نظر می رسد اقبال او او را در همه جا همراهی می کند.
we should celebrate our luckinesses with a party.
ما باید اقبال خود را با یک مهمانی جشن بگیریم.
his luckinesses in life have always amazed his friends.
اقبال او در زندگی همیشه دوستانش را شگفت زده کرده است.
there are many luckinesses that come with hard work.
اقبال زیادی وجود دارد که با تلاش سخت همراه است.
she attributes her success to her luckinesses.
او موفقیت خود را به اقبال خود نسبت می دهد.
count your luckinesses, no matter how small.
اقبال خود را بشمارید، مهم نیست چقدر کوچک باشند.
his luckinesses in the lottery surprised everyone.
اقبال او در لاتاری همه را شگفت زده کرد.
they shared stories of their luckinesses during the trip.
آنها داستان های اقبال خود را در طول سفر به اشتراک گذاشتند.
finding a $100 bill was one of her luckinesses that day.
پیدا کردن یک اسکناس 100 دلاری یکی از اقبال های او در آن روز بود.
his luckinesses in finding great deals is impressive.
اقبال او در یافتن معاملات عالی قابل تحسین است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید