lummoxes

[ایالات متحده]/ˈlʌməksɪz/
[بریتانیا]/ˈlʌməksɪz/

ترجمه

n. شخص دست و پا چلفتی یا احمق؛ شخص بزرگ و دست و پا چلفتی

عبارات و ترکیب‌ها

clumsy lummoxes

لَممُوکس‌های دست و پا چلفتی

silly lummoxes

لَممُوکس‌های احمق

big lummoxes

لَممُوکس‌های بزرگ

those lummoxes

آن لَممُوکس‌ها

lazy lummoxes

لَممُوکس‌های تنبل

funny lummoxes

لَممُوکس‌های خنده‌دار

stupid lummoxes

لَممُوکس‌های احمقانه

lummoxes unite

لَممُوکس‌ها متحد شوند

lummoxes abound

لَممُوکس‌ها فراوان هستند

lummoxes everywhere

لَممُوکس‌ها همه جا هستند

جملات نمونه

those lummoxes tripped over each other during the game.

آن دسته از افراد دست و پا چلفتی در حین بازی روی یکدیگر می‌افتادند.

he called his friends a bunch of lummoxes for messing up the plan.

او دوستانش را به خاطر خرابکاری در طرح، گروهی از افراد دست و پا چلفتی نامید.

the lummoxes couldn't figure out how to fix the car.

آن افراد دست و پا چلفتی نمی‌توانستند بفهمند چگونه ماشین را تعمیر کنند.

she laughed at the lummoxes trying to lift the heavy box.

او به آن افراد دست و پا چلفتی که سعی می‌کردند جعبه سنگین را بلند کنند، خندید.

even lummoxes can learn from their mistakes.

حتی افراد دست و پا چلفتی هم می‌توانند از اشتباهات خود درس بگیرند.

the lummoxes in the class always disrupted the lesson.

آن افراد دست و پا چلفتی در کلاس همیشه درس را مختل می‌کردند.

don't be a lummox; think before you act.

دست و پا چلفتی نباشید؛ قبل از اقدام فکر کنید.

those lummoxes couldn't even follow simple instructions.

آن افراد دست و پا چلفتی حتی نمی‌توانستند دستورالعمل‌های ساده را دنبال کنند.

the lummoxes made a mess in the kitchen while cooking.

آن افراد دست و پا چلفتی در حین آشپزی آشفتگی در آشپزخانه ایجاد کردند.

it's hard to believe that lummoxes can be so clumsy.

سخت است باور کنیم که افراد دست و پا چلفتی می‌توانند تا این حد ناشی باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید