lunations

[ایالات متحده]/luːˈneɪʃən/
[بریتانیا]/luˈneɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک چرخه کامل از مراحل ماه؛ دوره یک ماه قمری

عبارات و ترکیب‌ها

new lunation

ماه‌نو

full lunation

ماه‌ کامل

lunar lunation

ماه‌ قمری

lunar cycle lunation

چرخه ماه قمری

lunar month lunation

ماه‌ قمری

next lunation

ماه‌ نو بعدی

previous lunation

ماه‌ نو قبلی

each lunation

هر ماه‌ نو

lunar phase lunation

فاز ماه قمری

current lunation

ماه‌ نو فعلی

جملات نمونه

the lunation cycle is important for agricultural planning.

چرخه تناوب ماه برای برنامه ریزی کشاورزی مهم است.

during each lunation, the moon's phases change dramatically.

در طول هر تناوب ماه، فازهای ماه به طور چشمگیری تغییر می کنند.

many cultures have rituals tied to the lunation.

فرهنگ های زیادی رسوم مرتبط با تناوب ماه دارند.

a lunation lasts approximately 29.5 days.

تناوب ماه تقریباً 29.5 روز طول می کشد.

the full moon marks the midpoint of the lunation.

ماه کامل نشان دهنده نقطه میانی تناوب ماه است.

astrologers often consider the lunation when making predictions.

ستاره شناسان اغلب هنگام پیش بینی، تناوب ماه را در نظر می گیرند.

farmers may plant crops based on the lunation phases.

کشاورزان ممکن است بر اساس فازهای تناوب ماه محصول بکارند.

the lunation affects tides and ocean currents.

تناوب ماه بر جزر و مد و جریان های اقیانوس تأثیر می گذارد.

some people believe that the lunation influences human behavior.

برخی افراد معتقدند که تناوب ماه بر رفتار انسان تأثیر می گذارد.

tracking the lunation can help in gardening and fishing.

پیگیری تناوب ماه می تواند به باغبانی و ماهیگیری کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید