seducing glance
نگاه اغوا کننده
seducing smile
لبخند اغوا کننده
seducing words
کلمات اغوا کننده
seducing charm
جاذبه اغوا کننده
seducing voice
صدای اغوا کننده
seducing aura
هاله اغوا کننده
seducing presence
حضور اغوا کننده
seducing touch
تماس اغوا کننده
seducing dance
رقص اغوا کننده
seducing look
نگاه اغوا کننده
she was seducing him with her charm.
او با جذابیت خود او را اغوا میکرد.
the advertisement is seducing customers to buy the product.
تبلیغ در حال اغوای مشتریان برای خرید محصول است.
he has a talent for seducing people with his words.
او استعداد اغوای مردم با کلماتش را دارد.
seducing someone requires skill and confidence.
اغوا کردن کسی نیاز به مهارت و اعتماد به نفس دارد.
the novel is about a woman seducing a powerful man.
این رمان درباره زنی است که مرد قدرتمندی را اغوا میکند.
she was accused of seducing her boss.
او به اغوای رئیس خود متهم شد.
he enjoys seducing audiences with his performances.
او از اغوای مخاطبان با اجراهای خود لذت میبرد.
seducing a partner can strengthen a relationship.
اغوا کردن یک شریک میتواند رابطه را تقویت کند.
they are seducing new clients with special offers.
آنها با ارائه پیشنهادات ویژه در حال اغوای مشتریان جدید هستند.
the artist is known for seducing viewers with vibrant colors.
هنرمند به خاطر اغوای بینندگان با رنگهای زنده شناخته شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید