lustfulness

[ایالات متحده]/ˈlʌstfəlnəs/
[بریتانیا]/ˈlʌstfəlnəs/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بودن خیانت‌گر؛ دلخواه جنسی قوی یا شهود.
Word Forms

جملات نمونه

he was overcome with a sudden wave of lustfulness that surprised even himself.

او با یک موج ناگهانی از شهوتی که خودش را نیز می‌گیجست، غرق شد.

the character's lustfulness drives the entire plot forward in this gothic novel.

شهوتی شخصیت، داستان کامل را در این رمان گوتیک به جلو می‌برد.

she felt a burning sense of lustfulness that she could not suppress.

او احساسی شدید از شهوتی داشت که نمی‌توانست آن را سرکوب کند.

the painting captures the raw lustfulness of human passion perfectly.

این نقاشی به طور کامل شهوتی خام از عشق انسانی را به تصویر می‌کشد.

his eyes revealed a lustfulness that made her uncomfortable.

چشمان او یک شهوتی را نشان داد که او را ناراحت می‌کرد.

the poem explores themes of lustfulness and spiritual redemption.

این شعر به موضوعاتی از جمله شهوتی و تجدید نظر روحی می‌پردازد.

lustfulness consumed him, clouding all rational thought.

شهوتی او را می‌گیرد و تمام فکر منطقی را محو می‌کند.

medieval literature often portrayed lustfulness as a dangerous sin.

ادبیات میانه‌ای اغلب شهوتی را به عنوان یک گناه خطرناک نمایش می‌داد.

the film was criticized for gratuitous scenes emphasizing lustfulness.

این فیلم به دلیل صحنه‌های بی‌ضروره‌ای که بر شهوتی تأکید می‌کرد، مورد انتقاد قرار گرفت.

she struggled against her own lustfulness, choosing virtue instead.

او با شهوتی خود مبارزه می‌کرد و به جای آن ارزش را انتخاب می‌کرد.

his lustfulness grew stronger with each passing day.

شهوتی او با گذشت هر روزی قوی‌تر می‌شود.

the sculpture embodies pure lustfulness through its dynamic curves.

این مجسمه با منحنی‌های دینامیک خود شهوتی خالص را به تصویر می‌کشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید