lustinesses

[ایالات متحده]/ˈlʌstɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈlʌstɪnəsɪz/

ترجمه

n. حالت پر از نیروی زندگی یا سلامتی

عبارات و ترکیب‌ها

natural lustinesses

طراوت طبیعی

youthful lustinesses

طراوت جوانی

vital lustinesses

طراوت حیاتی

unrestrained lustinesses

طراوت رام‌نشدنی

robust lustinesses

طراوت قوی

pure lustinesses

طراوت خالص

joyful lustinesses

طراوت شاد

wild lustinesses

طراوت وحشی

endless lustinesses

طراوت بی‌پایان

exuberant lustinesses

طراوت پرجنب‌وجوش

جملات نمونه

the garden was full of the lustinesses of spring.

باغ پر از شادابی‌های بهار بود.

his lustinesses for life inspired everyone around him.

اشتیاق او به زندگی الهام‌بخش همه اطرافیانش بود.

the animals displayed their lustinesses during the mating season.

حیوانات در فصل جفت‌گیری، شادابی خود را نشان دادند.

we could feel the lustinesses of youth in their laughter.

ما می‌توانستیم شادابی جوانی را در خنده‌هایشان احساس کنیم.

the festival was a celebration of the lustinesses of culture.

جشنواره‌ای برای بزرگداشت شادابی فرهنگ بود.

her lustinesses for adventure led her to travel the world.

اشتیاق او به ماجراجویی باعث شد او جهان را سفر کند.

the children played outside, full of the lustinesses of youth.

کودکان در فضای باز بازی می‌کردند و پر از شادابی جوانی بودند.

the lustinesses of nature can be seen in the vibrant colors.

می‌توان شادابی طبیعت را در رنگ‌های زنده دید.

his poetry captured the lustinesses of human emotions.

شعر او شور و اشتیاق احساسات انسانی را به تصویر می‌کشید.

they celebrated the lustinesses of life with a grand feast.

آنها با یک جشن بزرگ، شادابی زندگی را جشن گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید