lustra

[ایالات متحده]/ˈlʌstrə/
[بریتانیا]/ˈlʌstrə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (مراسمی) آیین پاکسازی در روم باستان که پس از سرشماری برگزار می‌شد؛ سرشماری در روم باستان؛ دوره پنج ساله

عبارات و ترکیب‌ها

lustra light

نور لوشترا

lustra finish

پوشش لوشترا

lustra effect

اثر لوشترا

lustra shine

درخشش لوشترا

lustra surface

سطح لوشترا

lustra polish

پولیش لوشترا

lustra glow

جلوه لوشترا

lustra sheen

طعمه لوشترا

lustra quality

کیفیت لوشترا

lustra texture

بافت لوشترا

جملات نمونه

his eyes had a lustra that captivated everyone.

چشمانش درخششی داشت که همه را مجذوب خود می‌کرد.

the lustra of the antique vase was preserved perfectly.

درخشش گلدان عتیقه به طور کامل حفظ شده بود.

she polished the table to restore its lustra.

او میز را برای بازگرداندن درخششی آن، تمیز کرد.

the lustra of the new paint made the room feel fresh.

درخشش رنگ جدید باعث شد اتاق حس تازگی داشته باشد.

he admired the lustra of the moonlight on the water.

او از درخشش نور ماه بر روی آب تحسین کرد.

the lustra of the diamond caught her attention.

درخشش الماس توجه او را جلب کرد.

the artist used a special technique to create lustra in his painting.

هنرمند از یک تکنیک خاص برای ایجاد درخشندگی در نقاشی خود استفاده کرد.

after cleaning, the car's lustra shone brightly.

پس از تمیز کردن، درخشش ماشین به خوبی می درخشید.

the lustra of the polished wood added elegance to the room.

درخشش چوب صیقلی‌شده، ظرافت را به اتاق اضافه کرد.

she loved the lustra of her grandmother's jewelry.

او از درخشش جواهرات مادربزرگش خوشحال بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید