machinated

[ایالات متحده]/'mæʃɪneɪtɪd/
[بریتانیا]/'mæʃɪneɪtɪd/

ترجمه

v. توطئه یا نقشه کشی کرده است

عبارات و ترکیب‌ها

machinated plan

طرح‌ریزی شده

machinated scheme

طرح‌ریزی شده

machinated plot

طرح‌ریزی شده

machinated device

وسیله‌ طرح‌ریزی شده

machinated operation

عملیات‌ طرح‌ریزی شده

machinated game

بازی‌ طرح‌ریزی شده

machinated strategy

استراتژی‌ طرح‌ریزی شده

machinated design

طراحی‌ شده

machinated system

سیستم‌ طرح‌ریزی شده

جملات نمونه

the villain machinated a plan to take over the city.

قهرمان داستان نقشه‌ای را برای تصرف شهر طراحی کرد.

she machinated her success through careful planning.

او با برنامه‌ریزی دقیق، موفقیت خود را طراحی کرد.

they machinated against their rivals to gain an advantage.

آنها برای به دست آوردن برتری، علیه رقبای خود نقشه‌ای طراحی کردند.

he machinated a scheme to win the election.

او طرحی را برای برنده شدن در انتخابات طراحی کرد.

the group machinated in secret to achieve their goals.

گروه به طور مخفیانه نقشه‌ای را برای رسیدن به اهداف خود طراحی کرد.

she felt guilty for the way she had machinated against her friend.

او به خاطر نحوه طراحی او علیه دوستش احساس گناه می‌کرد.

they machinated a complex plot that involved many people.

آنها طرحی پیچیده را طراحی کردند که شامل بسیاری از افراد می‌شد.

he was caught after he machinated a fraudulent scheme.

او پس از طراحی یک طرح کلاهبرداری دستگیر شد.

the director machinated the film's ending to surprise the audience.

کارگردان پایان فیلم را به گونه‌ای طراحی کرد تا مخاطبان را شگفت‌زده کند.

they machinated together to achieve their common interest.

آنها برای رسیدن به منافع مشترک خود با هم نقشه‌ای طراحی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید