schemed

[ایالات متحده]/skiːmd/
[بریتانیا]/skimd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برنامه‌ریزی شده یا طراحی شده؛ تنظیم شده یا ترتیب داده شده

عبارات و ترکیب‌ها

carefully schemed

برنامه‌ریزی دقیق

badly schemed

برنامه‌ریزی ضعیف

well schemed

برنامه‌ریزی خوب

neatly schemed

برنامه‌ریزی مرتب

secretly schemed

برنامه‌ریزی مخفیانه

cleverly schemed

برنامه‌ریزی باهوشانه

carelessly schemed

برنامه‌ریزی بی‌احتیاطانه

openly schemed

برنامه‌ریزی آشکارا

deviously schemed

برنامه‌ریزی فریبکارانه

hastily schemed

برنامه‌ریزی عجولانه

جملات نمونه

they schemed to take over the company.

آنها برای تصاحب شرکت طرح‌ریزی کردند.

she schemed a plan to surprise her friend.

او برای غافلگیر کردن دوستش طرحی کشید.

the children schemed a way to sneak out.

کودکان راهی برای فرار کردن طرح‌ریزی کردند.

he schemed against his rivals.

او علیه رقبای خود طرح‌ریزی کرد.

they schemed to win the competition.

آنها برای برنده شدن در مسابقه طرح‌ریزی کردند.

she schemed her escape from the party.

او فرار خود را از مهمانی طرح‌ریزی کرد.

the group schemed to raise funds for charity.

گروه برای جمع‌آوری کمک‌های مالی برای خیریه طرح‌ریزی کرد.

he schemed a way to get his promotion.

او راهی برای گرفتن ترفیع خود طرح‌ریزی کرد.

they schemed to create a new product line.

آنها برای ایجاد یک خط تولید جدید طرح‌ریزی کردند.

she schemed a way to improve the project.

او راهی برای بهبود پروژه طرح‌ریزی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید