machine-driven

[ایالات متحده]/[ˈməʃiːn drɪvn]/
[بریتانیا]/[ˈmɑːʃɪn drɪvn]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تحت کنترل یا بهره‌برداری توسط ماشین‌ها؛ خودکار؛ متکی به یا به شدت تحت تأثیر ماشین‌ها.
adv. به گونه‌ای که توسط ماشین‌ها کنترل یا بهره‌برداری می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

machine-driven process

فرآیند مبتنی بر ماشین

machine-driven automation

خودکارسازی مبتنی بر ماشین

machine-driven systems

سیستم‌های مبتنی بر ماشین

was machine-driven

مبتنی بر ماشین بود

machine-driven decisions

تصمیمات مبتنی بر ماشین

machine-driven future

آینده مبتنی بر ماشین

machine-driven approach

رویکرد مبتنی بر ماشین

machine-driven world

جهان مبتنی بر ماشین

machine-driven tasks

وظایف مبتنی بر ماشین

being machine-driven

در حال بودن مبتنی بر ماشین

جملات نمونه

the factory floor is now almost entirely machine-driven, with minimal human intervention.

کف کارخانه اکنون تقریبا کاملا به ماشین متکی است، با حداقل دخالت انسان.

we're exploring a more machine-driven approach to data analysis for faster insights.

ما در حال بررسی یک رویکرد بیشتر مبتنی بر ماشین برای تجزیه و تحلیل داده ها به منظور دستیابی به بینش سریع تر هستیم.

the future of agriculture will likely be heavily machine-driven, increasing efficiency.

آینده کشاورزی به احتمال زیاد به شدت به ماشین متکی خواهد بود و باعث افزایش کارایی می شود.

the company's success was largely due to its machine-driven production processes.

موفقیت شرکت تا حد زیادی به دلیل فرآیندهای تولیدی مبتنی بر ماشین بود.

the research project utilized a machine-driven system for image recognition.

پروژه تحقیقاتی از یک سیستم مبتنی بر ماشین برای تشخیص تصویر استفاده کرد.

a machine-driven trading algorithm executed the order automatically.

یک الگوریتم معاملاتی مبتنی بر ماشین به طور خودکار سفارش را اجرا کرد.

the automated warehouse is entirely machine-driven, optimizing storage and retrieval.

انبار خودکار کاملا به ماشین متکی است و ذخیره سازی و بازیابی را بهینه می کند.

the new system offers a more machine-driven approach to customer service interactions.

سیستم جدید یک رویکرد بیشتر مبتنی بر ماشین برای تعاملات خدمات مشتری ارائه می دهد.

the process is now largely machine-driven, reducing the risk of human error.

این فرآیند اکنون تا حد زیادی به ماشین متکی است و خطر خطا را کاهش می دهد.

the logistics network is becoming increasingly machine-driven for improved delivery times.

شبکه لجستیک به طور فزاینده ای به ماشین متکی می شود تا زمان تحویل را بهبود بخشد.

we are implementing a machine-driven quality control system to ensure product consistency.

ما در حال پیاده سازی یک سیستم کنترل کیفیت مبتنی بر ماشین برای اطمینان از یکنواختی محصول هستیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید