macho

[ایالات متحده]/'mætʃəʊ/
[بریتانیا]/'mɑtʃo/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای ویژگی‌ها یا خصوصیات که معمولاً با یک مرد قوی یا تهاجمی مرتبط است؛ مردانه

جملات نمونه

the stereotype of the mechanic as a macho Neanderthal.

کلیشه‌ی مکانیک به عنوان یک غول مانتی‌مانه مردانه.

He emerged with a macho swagger.

او با اعتماد به نفس مردانه ظاهر شد.

the big macho tough guy.

مرد بزرگ و خشن و مردانه.

a masking of fear with macho posturing.

پوشاندن ترس با ژست مردانه.

got tired of the macho bit.

از این جنبه مردانه خسته شدم.

fancied himself to be of a macho cast.

خودش را با تیپه‌ای مردانه تصور می‌کرد.

the rituals of the racing world are as macho as all get-out.

آداب و رسوم دنیای مسابقات تا آنجا که می‌رود، مردانه است.

icky boys with all their macho strutting.

پسرهای بد با تمام راه رفتن مردانه خود.

he likes to kid everyone he's the big macho tough guy.

او دوست دارد با همه شوخی کند که او مرد بزرگ و خشن و مردانه است.

she hated being mauled around by macho chauvinist pigs.

او از اینکه توسط خوک‌های مردسالار و زورگو مورد آزار قرار می‌گرفت، متنفر بود.

نمونه‌های واقعی

You might want to get in touch with your inner macho.

شاید بخواهید با مردانگی درونی خود ارتباط برقرار کنید.

منبع: white2020

Well, I play the handsome, macho pharmacist..

خب، من نقش یک داروساز جذاب و مردانه را بازی می‌کنم.

منبع: Friends Season 9

So we sometimes refer to it as being macho!

بنابراین گاهی اوقات آن را مردانه می‌نامیم!

منبع: 6 Minute English

Yeah, macho Latino men crying because of football, yeah.

بله، مردان لاتینوی مردانه که به دلیل فوتبال گریه می‌کنند، بله.

منبع: American English dialogue

It may be less macho, but it's a lot safer.

ممکن است کمتر مردانه باشد، اما بسیار امن تر است.

منبع: BBC Listening Collection November 2016

Stereotypically " macho" people have actually been shown to resist masks more.

افراد "مردانه" به طور معمول نشان داده شده است که بیشتر در برابر ماسک مقاومت می کنند.

منبع: PBS Fun Science Popularization

But I grew up in a culture that's very macho.

اما من در فرهنگی بزرگ شدم که بسیار مردانه است.

منبع: Harvard University's "The Science of Happiness" course.

“Knives were regularly brought to school as a show of macho.”

«چاقوها به طور منظم به عنوان نشانه ای از مردانگی به مدرسه آورده می شدند.»

منبع: Steve Jobs Biography

Well, I was raised in a really, really strong kind of macho culture.

خب، من در یک فرهنگ واقعا قوی و مردانه بزرگ شدم.

منبع: American English dialogue

It was a macho culture, but it wasn't specifically targeted at women.

این یک فرهنگ مردانه بود، اما به طور خاص هدف قرار نداد زنان را.

منبع: Time

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید