macroptic

[ایالات متحده]/mæˈkrɒptɪk/
[بریتانیا]/mæˈkrɑːptɪk/

ترجمه

adj. مربوط به یا تحت تأثیر ماکروپسی

عبارات و ترکیب‌ها

macroptic vision

بینش کل‌نگر

macroptic analysis

تجزیه و تحلیل کل‌نگر

macroptic perspective

دیدگاه کل‌نگر

macroptic approach

رویکرد کل‌نگر

macroptic data

اطلاعات کل‌نگر

macroptic trends

روندهای کل‌نگر

macroptic insights

بینش‌های کل‌نگر

macroptic scale

مقیاس کل‌نگر

macroptic factors

عوامل کل‌نگر

macroptic strategies

استراتژی‌های کل‌نگر

جملات نمونه

the macroptic view of the landscape was breathtaking.

دید کلان‌نگرانه از منظره‌، نفس‌گیر بود.

she has a macroptic perspective on social issues.

او دیدگاه کلان‌نگرانه ای نسبت به مسائل اجتماعی دارد.

his macroptic analysis of the economy was insightful.

تجزیه و تحلیل کلان‌نگرانه او از اقتصاد، روشنگر بود.

they studied the macroptic effects of climate change.

آنها اثرات کلان‌نگرانه تغییرات آب و هوا را مطالعه کردند.

we need a macroptic approach to solve these problems.

ما به یک رویکرد کلان‌نگرانه برای حل این مشکلات نیاز داریم.

the macroptic strategy improved overall performance.

استراتژی کلان‌نگرانه باعث بهبود عملکرد کلی شد.

her macroptic vision helped guide the project.

چشم انداز کلان‌نگرانه او به هدایت پروژه کمک کرد.

understanding macroptic trends is essential for planning.

درک روند های کلان‌نگرانه برای برنامه ریزی ضروری است.

the report included a macroptic overview of the industry.

گزارش شامل یک نمای کلی کلان‌نگرانه از صنعت بود.

he often shares his macroptic insights during meetings.

او اغلب دیدگاه های کلان‌نگرانه خود را در جلسات به اشتراک می گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید