maculas

[ایالات متحده]/ˈmækjʊləz/
[بریتانیا]/ˈmækjələs/

ترجمه

n. جمع ماکولا؛ لکه‌ها یا نقص‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

maculas degeneration

تحلیل دانه ای

maculas disease

بیماری دانه ای

maculas assessment

ارزیابی دانه ای

maculas imaging

تصویربرداری دانه ای

maculas treatment

درمان دانه ای

maculas examination

معاینه دانه ای

maculas function

عملکرد دانه ای

maculas health

سلامتی دانه ای

maculas evaluation

ارزیابی دانه ای

maculas surgery

جراحی دانه ای

جملات نمونه

the doctor examined the maculas for any abnormalities.

پزشک برای بررسی هرگونه ناهنجاری، ماکول ها را معاینه کرد.

maculas play a crucial role in our vision.

ماکول ها نقش مهمی در بینایی ما ایفا می کنند.

she has developed maculas due to prolonged screen time.

به دلیل استفاده طولانی مدت از صفحه نمایش، او دچار ماکول ها شده است.

regular eye exams can help detect issues with maculas.

معاینات منظم چشم می تواند به تشخیص مشکلات ماکول ها کمک کند.

maculas can be affected by age-related diseases.

ماکول ها می توانند تحت تأثیر بیماری های مرتبط با سن قرار گیرند.

he noticed changes in his maculas after the age of 50.

او پس از سن 50 سالگی تغییراتی در ماکول های خود متوجه شد.

maculas are essential for sharp central vision.

ماکول ها برای دید مرکزی واضح ضروری هستند.

she was referred to a specialist for her maculas.

او برای ماکول های خود به یک متخصص ارجاع داده شد.

understanding maculas helps in diagnosing eye conditions.

درک ماکول ها در تشخیص بیماری های چشم کمک می کند.

research on maculas is ongoing to improve treatments.

تحقیقات در مورد ماکول ها برای بهبود درمان ها ادامه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید