maddens

[ایالات متحده]/ˈmæd.ənz/
[بریتانیا]/ˈmæd.ənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. کسی را به شدت عصبانی یا دیوانه کردن
vi. دیوانه شدن
n. یک نام خانوادگی؛ مانند 'Madden'

عبارات و ترکیب‌ها

maddens me

من را عصبانی می‌کند

maddens you

شما را عصبانی می‌کند

maddens us

ما را عصبانی می‌کند

maddens them

آنها را عصبانی می‌کند

maddens everyone

همه را عصبانی می‌کند

maddens the crowd

جمعیت را عصبانی می‌کند

maddens the players

بازیکنان را عصبانی می‌کند

maddens the fans

هواداران را عصبانی می‌کند

maddens my friends

دوستان من را عصبانی می‌کند

maddens the audience

تماشاگران را عصبانی می‌کند

جملات نمونه

his constant interruptions maddens me.

وقفه های مداوم او مرا دیوانه می‌کند.

the noise outside maddens my concentration.

صدای بیرون تمرکز من را آزار می‌دهد.

waiting in long lines maddens everyone.

صبر کردن در صف‌های طولانی همه را دیوانه می‌کند.

she maddens her friends with her indecision.

تصمیم‌نگرفتن او دوستانش را آزار می‌دهد.

the unfair treatment maddens the employees.

رفتار ناعادلانه باعث آزار و ناراحتی کارمندان می‌شود.

his reckless driving maddens other road users.

رانندگی بی‌احتیاطی او باعث آزار رانندگان دیگر می‌شود.

it maddens me when people are late.

وقتی مردم دیر می‌کنند، من را دیوانه می‌کند.

the constant delays maddened the passengers.

تاخیرهای مداوم مسافران را آزار داد.

her constant complaining maddens everyone around her.

شکایت‌های مداوم او باعث آزار همه اطرافیانش می‌شود.

it maddens me to see such injustice.

دیدن چنین بی‌عدالتی مرا دیوانه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید