mafioso

[ایالات متحده]/mæfiˈəʊsəʊ/
[بریتانیا]/mæfiˈoʊsoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عضو مافیا یا یک سازمان سیاسی مخفی

عبارات و ترکیب‌ها

mafioso boss

مافیای سرپرست

mafioso family

خانواده مافیا

mafioso code

قانون مافیا

mafioso lifestyle

سبک زندگی مافیا

mafioso ties

ارتباطات مافیا

mafioso activities

فعالیت‌های مافیا

mafioso influence

نفوذ مافیا

mafioso connections

اتصالات مافیا

mafioso reputation

شهرت مافیا

mafioso dealings

معاملات مافیا

جملات نمونه

the mafioso was arrested for racketeering.

مافیوزو به اتهام قاچاق دستگیر شد.

he was known as a notorious mafioso in the city.

او به عنوان یک مافیوزو بدنام در شهر شناخته می شد.

the film depicted the life of a mafioso.

فیلم زندگی یک مافیوزو را به تصویر کشید.

many people feared the influence of the mafioso.

بسیاری از مردم از نفوذ مافیوزو می ترسیدند.

the mafioso made a fortune through illegal activities.

مافیوزو از طریق فعالیت های غیرقانونی ثروت زیادی به دست آورد.

his connections with the mafioso were well-known.

ارتباطات او با مافیوزو به خوبی شناخته شده بود.

she was married to a powerful mafioso.

او با یک مافیوزوی قدرتمند ازدواج کرده بود.

the police are cracking down on the local mafioso.

پلیس در حال سرکوب مافیوزوی محلی است.

the story revolves around a young mafioso.

داستان حول محور یک مافیوزوی جوان می چرخد.

he learned the tricks of the trade from a seasoned mafioso.

او از یک مافیوزوی با تجربه، فنون تجارت را آموخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید