mag

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نام مستعار برای مارگارت.
Word Forms
جمعmags

عبارات و ترکیب‌ها

magic

جادو

magazine

ژورنال

magician

جادوگر

جملات نمونه

I always read the latest fashion mag.

من همیشه آخرین مجله مد را می‌خوانم.

She subscribed to a cooking mag for new recipes.

او برای دستور العمل های جدید مشترک مجله آشپزی شد.

He bought a tech mag to keep up with the latest gadgets.

او یک مجله فناوری خرید تا از آخرین گجت ها مطلع شود.

The mag featured an exclusive interview with the celebrity.

مجله مصاحبه انحصاری با سلبریتی را ارائه داد.

I need to renew my subscription to the fitness mag.

من باید اشتراک مجله تناسب اندام خود را تمدید کنم.

She enjoys flipping through a travel mag for vacation ideas.

او از ورق زدن یک مجله سفر برای ایده های تعطیلات لذت می برد.

The mag cover featured a stunning photo of the city skyline.

جلد مجله دارای عکس خیره کننده ای از خط افق شهر بود.

He borrowed a car mag from the library to learn about different models.

او یک مجله خودرو از کتابخانه قرض گرفت تا در مورد مدل های مختلف اطلاعاتی کسب کند.

The mag editorials often spark interesting debates among readers.

مقالات مجله اغلب بحث های جالب توجهی را در بین خوانندگان ایجاد می کنند.

She found a recipe in a cooking mag that she wanted to try.

او یک دستور العمل در یک مجله آشپزی پیدا کرد که می خواست آن را امتحان کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید