mage

[ایالات متحده]/meɪdʒ/
[بریتانیا]/meɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فرد آموخته؛ یک جادوگر

عبارات و ترکیب‌ها

fire mage

جادوگر آتش

ice mage

جادوگر یخ

dark mage

جادوگر تاریکی

light mage

جادوگر نور

nature mage

جادوگر طبیعت

arcane mage

جادوگر اسرار

battle mage

جادوگر جنگ

spirit mage

جادوگر ارواح

elemental mage

جادوگر عنصری

mage tower

برج جادو

جملات نمونه

the mage cast a powerful spell.

جادوگر یک طلسم قدرتمند را به کار انداخت.

the young mage studied ancient texts.

جادوگر جوان متون باستانی را مطالعه کرد.

the mage summoned a fierce storm.

جادوگر یک طوفان وحشتناک را احضار کرد.

she dreamed of becoming a great mage.

او رویای تبدیل شدن به یک جادوگر بزرگ را داشت.

the mage wielded a staff of power.

جادوگر یک عصای قدرت را به دست داشت.

the mage's knowledge of magic was vast.

دانش جادوگر در مورد جادو بسیار زیاد بود.

he sought the guidance of an ancient mage.

او به دنبال راهنمایی یک جادوگر باستانی بود.

the mage created a potion for healing.

جادوگر یک معجون برای درمان ساخت.

a powerful mage can change the course of history.

یک جادوگر قدرتمند می تواند روندۀ تاریخ را تغییر دهد.

the mage traveled through different realms.

جادوگر از طریق قلمروهای مختلف سفر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید