fire mage
جادوگر آتش
ice mage
جادوگر یخ
dark mage
جادوگر تاریکی
light mage
جادوگر نور
nature mage
جادوگر طبیعت
arcane mage
جادوگر اسرار
battle mage
جادوگر جنگ
spirit mage
جادوگر ارواح
elemental mage
جادوگر عنصری
mage tower
برج جادو
the mage cast a powerful spell.
جادوگر یک طلسم قدرتمند را به کار انداخت.
the young mage studied ancient texts.
جادوگر جوان متون باستانی را مطالعه کرد.
the mage summoned a fierce storm.
جادوگر یک طوفان وحشتناک را احضار کرد.
she dreamed of becoming a great mage.
او رویای تبدیل شدن به یک جادوگر بزرگ را داشت.
the mage wielded a staff of power.
جادوگر یک عصای قدرت را به دست داشت.
the mage's knowledge of magic was vast.
دانش جادوگر در مورد جادو بسیار زیاد بود.
he sought the guidance of an ancient mage.
او به دنبال راهنمایی یک جادوگر باستانی بود.
the mage created a potion for healing.
جادوگر یک معجون برای درمان ساخت.
a powerful mage can change the course of history.
یک جادوگر قدرتمند می تواند روندۀ تاریخ را تغییر دهد.
the mage traveled through different realms.
جادوگر از طریق قلمروهای مختلف سفر کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید