warlock

[ایالات متحده]/'wɔːlɒk/
[بریتانیا]/'wɔrlɑk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جادوگر، شعبده باز

جملات نمونه

Warlock resummons, rince and repeat, and voila - you're fighting a pet-less warlock, which becomes a race of dmg.

بازطلبی جادوگر، شستشو و تکرار، و ناگهان - شما در حال مبارزه با یک جادوگر بدون حیوان خانگی هستید که به یک مسابقه آسیب تبدیل می شود.

The warlock cast a powerful spell.

جادوگری یک طلسم قدرتمند را به کار انداخت.

The warlock summoned a demon to do his bidding.

جادوگر شیطانی را برای انجام خواسته‌هایش احضار کرد.

The villagers feared the warlock's dark magic.

روستاییان از جادوی تاریک جادوگر می‌ترسیدند.

The warlock's lair was filled with mystical artifacts.

لانه جادوگر با اشیاء عرفانی پر شده بود.

The warlock's eyes glowed with an otherworldly light.

چشمان جادوگر با نوری ماوراء الطبیعه می‌درخشیدند.

The warlock's powers were unmatched in the realm.

قدرت‌های جادوگر در این قلمرو بی‌رقیب بودند.

The warlock delved into ancient tomes for forbidden knowledge.

جادوگر برای دانش ممنوعه در متون باستانی کاوش کرد.

The warlock's incantations echoed through the chamber.

اشعار جادوگر در سراسر اتاق طنین‌انداز شد.

The warlock's familiar, a black cat, watched from the shadows.

همراه جادوگر، یک گربه سیاه، از سایه‌ها تماشا می‌کرد.

The warlock's reputation spread far and wide across the land.

شهرت جادوگر در سراسر سرزمین به طور گسترده پخش شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید