mahjongs

[ایالات متحده]/mɑːˈdʒɒŋz/
[بریتانیا]/mɑːˈdʒɔːŋz/

ترجمه

n. بازی مهارتی که با کاشی‌ها انجام می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

play mahjongs

بازی ماجونگ

mahjongs game

بازی ماجونگ

mahjongs tiles

کاشی‌های ماجونگ

mahjongs set

ست ماجونگ

mahjongs night

شب ماجونگ

mahjongs rules

قوانین ماجونگ

mahjongs tournament

تورنمنت ماجونگ

mahjongs club

باشگاه ماجونگ

mahjongs strategy

استراتژی ماجونگ

mahjongs players

بازیکنان ماجونگ

جملات نمونه

we often play mahjongs on weekends.

ما اغلب آخر هفته‌ها ماجونگ بازی می‌کنیم.

she taught me how to play mahjongs.

او به من یاد داد چگونه ماجونگ بازی کنیم.

mahjongs are a popular game in many cultures.

ماجونگ یک بازی محبوب در بسیاری از فرهنگ‌ها است.

they organized a mahjongs tournament last month.

آنها ماه گذشته یک مسابقه ماجونگ برگزار کردند.

playing mahjongs helps improve concentration.

بازی کردن ماجونگ به بهبود تمرکز کمک می‌کند.

we need more players for our mahjongs night.

ما به بازیکنان بیشتری برای شب ماجونگ خود نیاز داریم.

he enjoys collecting different types of mahjongs.

او از جمع‌آوری انواع مختلف ماجونگ لذت می‌برد.

mahjongs can be played with friends or family.

می‌توان با دوستان یا خانواده ماجونگ بازی کرد.

she won a prize in the mahjongs competition.

او در مسابقه ماجونگ جایزه برد.

we often gather to play mahjongs and enjoy snacks.

ما اغلب دور هم جمع می‌شویم تا ماجونگ بازی کنیم و از میان وعده ها لذت ببریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید