mailer

[ایالات متحده]/'meɪlə(r)/
[بریتانیا]/'melɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که نامه ارسال می‌کند
n. پاکت، جعبه یا محفظه برای ارسال نامه
n. مواد چاپی تبلیغاتی که از طریق پست ارسال می‌شود
Word Forms
جمعmailers

عبارات و ترکیب‌ها

direct mailer

ارسال مستقیم

email mailer

ارسال ایمیل

جملات نمونه

I received a mailer advertising the new product.

من یک برگه تبلیغاتی دریافت کردم که محصول جدید را تبلیغ می‌کرد.

She designed the mailer for the upcoming event.

او طراحی برگه تبلیغاتی را برای رویداد آینده انجام داد.

The mailer included a special discount code.

برگه تبلیغاتی شامل یک کد تخفیف ویژه بود.

He distributed the mailer to potential customers.

او برگه تبلیغاتی را بین مشتریان بالقوه توزیع کرد.

The mailer was printed on high-quality paper.

برگه تبلیغاتی روی کاغذ با کیفیت بالا چاپ شد.

I signed up for their email mailer to receive updates.

من برای دریافت به‌روزرسانی‌ها در خبرنامه ایمیل آنها ثبت نام کردم.

The company sends out a monthly mailer to subscribers.

شرکت هر ماه یک برگه تبلیغاتی برای مشترکین ارسال می‌کند.

The mailer contained information about the new store opening.

برگه تبلیغاتی شامل اطلاعاتی در مورد افتتاح فروشگاه جدید بود.

She is responsible for creating the content for the mailer.

او مسئول ایجاد محتوای برگه تبلیغاتی است.

The mailer campaign resulted in increased sales.

کمپین برگه تبلیغاتی منجر به افزایش فروش شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید