malacia

[ایالات متحده]/məˈleɪʃə/
[بریتانیا]/məˈleɪʃə/

ترجمه

n. نرم شدن بافت
شکل‌های واژه
جمعmalacias

عبارات و ترکیب‌ها

bone malacia

مالاسیا استخوان

cortical malacia

مالاسیا قشری

renal malacia

مالاسیا کلیوی

pulmonary malacia

مالاسیا ریوی

cerebral malacia

مالاسیا مغزی

vascular malacia

مالاسیا عروقی

cartilage malacia

مالاسیا غضروفی

epiphyseal malacia

مالاسیا اپی‌فیزیال

dental malacia

مالاسیا دندانی

tissue malacia

مالاسیا بافتی

جملات نمونه

malacia can affect various tissues in the body.

مالاسیا می‌تواند بافت‌های مختلف بدن را تحت تاثیر قرار دهد.

the doctor diagnosed her with tracheobronchomalacia.

دکتر او را به ترخئوبرونکومالاسیا تشخیص داد.

malacia is often associated with developmental issues.

مالاسیا اغلب با مشکلات رشدی مرتبط است.

symptoms of malacia may include difficulty breathing.

علائم مالاسیا ممکن است شامل مشکل در تنفس باشد.

malacia can lead to serious health complications.

مالاسیا می‌تواند منجر به عوارض جدی سلامتی شود.

early detection of malacia is crucial for treatment.

تشخیص زودهنگام مالاسیا برای درمان بسیار مهم است.

malacia in the esophagus can cause swallowing problems.

مالاسیا در مری می‌تواند باعث مشکلات بلع شود.

research on malacia is ongoing in the medical field.

تحقیقات در مورد مالاسیا در زمینه پزشکی در حال انجام است.

patients with malacia may require specialized care.

بیماران مبتلا به مالاسیا ممکن است به مراقبت‌های تخصصی نیاز داشته باشند.

understanding malacia can help improve patient outcomes.

درک مالاسیا می‌تواند به بهبود نتایج بیمار کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید