maladjustments

[ایالات متحده]/ˌmælədʒʌs(t)ˈmɛnts/
[بریتانیا]/ˌmælədʒʌs(t)ˈmɛnts/

ترجمه

n.عدم تطبیق صحیح

عبارات و ترکیب‌ها

maladjustments issues

مشکلات ناسازگاری

maladjustments symptoms

علائم ناسازگاری

maladjustments factors

عوامل ناسازگاری

maladjustments treatment

درمان ناسازگاری

maladjustments effects

اثرات ناسازگاری

maladjustments causes

علت های ناسازگاری

maladjustments patterns

الگوهای ناسازگاری

maladjustments evaluation

ارزیابی ناسازگاری

maladjustments prevention

جلوگیری از ناسازگاری

maladjustments analysis

تجزیه و تحلیل ناسازگاری

جملات نمونه

maladjustments in the workplace can lead to decreased productivity.

اختلالات در محیط کار می تواند منجر به کاهش بهره وری شود.

children may experience maladjustments if not properly supported.

کودکان ممکن است دچار ناسازگاری شوند اگر به درستی حمایت نشوند.

maladjustments in behavior can be addressed through counseling.

می توان از طریق مشاوره به مشکلات رفتاری رسیدگی کرد.

identifying maladjustments early can prevent future issues.

شناسایی زودهنگام مشکلات، از بروز مشکلات آینده جلوگیری می کند.

maladjustments often stem from changes in environment.

مشکلات اغلب ناشی از تغییرات در محیط هستند.

therapists help clients overcome maladjustments in their lives.

مشاوران به مشتریان کمک می کنند تا بر مشکلات زندگی خود غلبه کنند.

social maladjustments can affect relationships significantly.

مشکلات اجتماعی می تواند تأثیر قابل توجهی بر روابط داشته باشد.

maladjustments can lead to emotional distress and anxiety.

مشکلات می تواند منجر به ناراحتی و اضطراب عاطفی شود.

addressing maladjustments requires patience and understanding.

رسیدگی به مشکلات نیاز به صبر و درک دارد.

educational programs can help reduce maladjustments in students.

برنامه های آموزشی می توانند به کاهش مشکلات در دانش آموزان کمک کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید