maleficences

[ایالات متحده]/məˈlɛfɪsənsɪz/
[بریتانیا]/məˈlɛfɪsənsɪz/

ترجمه

n. اعمال شریر یا شیطانی

عبارات و ترکیب‌ها

maleficences abound

سودجویی‌ها فراوان هستند

expose maleficences

سودجویی‌ها را نشان دهید

maleficences revealed

سودجویی‌ها آشکار شد

combat maleficences

مقابله با سودجویی‌ها

maleficences persist

سودجویی‌ها ادامه می‌یابد

detect maleficences

تشخیص سودجویی‌ها

maleficences exposed

سودجویی‌ها آشکار شد

report maleficences

گزارش سودجویی‌ها

maleficences investigated

بررسی سودجویی‌ها

address maleficences

رسیدگی به سودجویی‌ها

جملات نمونه

his maleficences were finally exposed to the public.

اقدامات نادرست او سرانجام برای عموم آشکار شد.

the organization aims to prevent maleficences in the community.

این سازمان هدف خود را جلوگیری از اقدامات نادرست در جامعه می‌داند.

she was shocked by the maleficences of her former partner.

او از اقدامات نادرست شریک سابقش شوکه شده بود.

legal actions were taken against his maleficences.

اقداماتی قانونی علیه اقدامات نادرست او انجام شد.

the report detailed the maleficences committed by the company.

گزارش جزئیات اقدامات نادرست انجام شده توسط شرکت را شرح داد.

public awareness is crucial in combating maleficences.

آگاهی عمومی در مبارزه با اقدامات نادرست بسیار مهم است.

her maleficences had far-reaching consequences.

اقدامات نادرست او عواقب گسترده‌ای داشت.

they worked together to expose the maleficences in the system.

آنها با هم برای افشای اقدامات نادرست در سیستم همکاری کردند.

maleficences can lead to severe penalties under the law.

اقدامات نادرست می‌تواند منجر به مجازات‌های شدید تحت قانون شود.

he was known for his maleficences in the neighborhood.

او به دلیل اقدامات نادرستش در محله شناخته می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید