malposition

[ایالات متحده]/mæl.pəˈzɪʃ.ən/
[بریتانیا]/mæl.pəˈzɪʃ.ən/

ترجمه

n. موقعیت یا قرارگیری نادرست؛ جابجایی یا قرارگیری غیرطبیعی

عبارات و ترکیب‌ها

malposition diagnosis

تشخیص موقعیت نامناسب

malposition correction

اصلاح موقعیت نامناسب

malposition risk

خطر موقعیت نامناسب

malposition detection

تشخیص موقعیت نامناسب

malposition assessment

ارزیابی موقعیت نامناسب

malposition treatment

درمان موقعیت نامناسب

malposition prevention

جلوگیری از موقعیت نامناسب

malposition analysis

تجزیه و تحلیل موقعیت نامناسب

malposition factors

عوامل موقعیت نامناسب

malposition symptoms

علائم موقعیت نامناسب

جملات نمونه

the malposition of the bone caused severe pain.

قرارگیری نادرست استخوان باعث درد شدید شد.

doctors often correct malposition during surgery.

پزشکان اغلب در طول جراحی، مالپوزیشن را اصلاح می‌کنند.

malposition can lead to complications in recovery.

مالپوزیشن می‌تواند منجر به عوارض در بهبودی شود.

she was diagnosed with malposition of the fetus.

او به مالپوزیشن جنین تشخیص داده شد.

malposition of the teeth may require braces.

مالپوزیشن دندان‌ها ممکن است نیاز به استفاده از براکت داشته باشد.

he experienced malposition of the shoulder after the accident.

او پس از حادثه، مالپوزیشن شانه را تجربه کرد.

they are studying the effects of malposition in athletes.

آنها در حال بررسی اثرات مالپوزیشن در ورزشکاران هستند.

malposition during pregnancy can affect delivery.

مالپوزیشن در دوران بارداری می‌تواند بر زایمان تأثیر بگذارد.

proper alignment can prevent malposition issues.

تراز مناسب می‌تواند از مشکلات ناشی از مالپوزیشن جلوگیری کند.

she sought treatment for malposition of her spine.

او برای درمان مالپوزیشن ستون فقرات خود اقدام کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید