malalignment

[ایالات متحده]/ˌmæləˈlaɪnmənt/
[بریتانیا]/ˌmæləˈlaɪnmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (پزشکی) هم‌پوشانی نادرست؛ هم‌پوشانی نادرست قطعات یا ساختارها

عبارات و ترکیب‌ها

severe malalignment

عدم هم‌راستی شدید

joint malalignment

عدم هم‌راستی مفاصل

spinal malalignment

عدم هم‌راستی ستون فقرات

knee malalignment

عدم هم‌راستی ران

correct malalignment

درست کردن عدم هم‌راستی

malalignment corrected

عدم هم‌راستی درست شد

malalignments detected

عدم هم‌راستی‌ها شناسایی شدند

malalignment worsening

افزایش عدم هم‌راستی

malalignment persists

عدم هم‌راستی ادامه دارد

malalignment resolved

عدم هم‌راستی رفع شد

جملات نمونه

the malalignment of the wheels caused uneven tire wear and poor handling.

失调 چرخ‌ها باعث توزیع نامتعادل سایز لاستیک و کنترل ضعیف شد.

after the collision, the doctor noted malalignment of the knee joint on the scan.

پس از تصادم، پزشک در اسکن ناهم‌چرخی مفاصل ران را مشاهده کرد.

there was a clear malalignment between the team’s goals and the company’s strategy.

بین اهداف تیم و استراتژی شرکت یک ناهم‌چرخی واضح وجود داشت.

persistent malalignment in the spine can contribute to chronic back pain.

ناهم‌چرخی مزمن در ستون فقرات می‌تواند باعث درد مزمن پشت شود.

the engineer adjusted the brackets to correct the malalignment of the rails.

مهندس میلگردها را تنظیم کرد تا ناهم‌چرخی ریل‌ها را اصلاح کند.

small malalignment of the sensor can lead to significant measurement errors.

ناهم‌چرخی کوچک سنسور می‌تواند باعث خطا‌های اندازه‌گیری معنی‌دار شود.

malalignment between policy and practice undermined trust in the program.

ناهم‌چرخی بین سیاست و عمل باعث کاهش اعتماد به برنامه شد.

the technician diagnosed malalignment in the drive shaft and replaced the couplings.

فناور ناهم‌چرخی در شفت محرک را تشخیص داد و میلگردها را تعویض کرد.

financial malalignment between costs and revenue made the project unsustainable.

ناهم‌چرخی مالی بین هزینه‌ها و درآمدها باعث ناپایداری پروژه شد.

she suspected malalignment of the jaw after the dental procedure and sought a second opinion.

او پس از عمل دندانپزشکی ناهم‌چرخی چانه را مشکوک شد و نظر دومی دریافت کرد.

malalignment of the lens elements reduced image sharpness at the edges.

ناهم‌چرخی عناصر عدسی نمایش حادثه اطراف تصویر را کاهش داد.

fixing the malalignment between incentives and performance metrics improved morale.

اصلاح ناهم‌چرخی بین محرک‌ها و معیارهای عملکرد روحیه را بهبود بخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید