maltreatments

[ایالات متحده]/ˌmɒlˈtriːtmənts/
[بریتانیا]/ˌmɑːlˈtriːtmənts/

ترجمه

n. سوء استفاده یا رفتار بی رحمانه

عبارات و ترکیب‌ها

child maltreatments

سوء استفاده از کودکان

animal maltreatments

سوء استفاده از حیوانات

maltreatments reported

گزارش‌های سوء استفاده

maltreatments exposed

افشای سوء استفاده‌ها

maltreatments addressed

رسیدگی به سوء استفاده‌ها

maltreatments recognized

شناسایی سوء استفاده‌ها

maltreatments investigated

بررسی سوء استفاده‌ها

maltreatments prevented

جلوگیری از سوء استفاده‌ها

maltreatments identified

تشخیص سوء استفاده‌ها

جملات نمونه

the reports of maltreatments in the facility were shocking.

گزارش‌های مربوط به سوء استفاده در مرکز، تکان‌دهنده بود.

she spoke out against the maltreatments of the animals.

او با صدای بلند علیه سوء استفاده از حیوانات صحبت کرد.

maltreatments can lead to severe psychological effects.

سوء استفاده می‌تواند منجر به اثرات روانی شدید شود.

many organizations are working to prevent maltreatments.

سازمان‌های زیادی برای جلوگیری از سوء استفاده در تلاش هستند.

the documentary highlighted the maltreatments in the industry.

مستند سوء استفاده در صنعت را برجسته کرد.

victims of maltreatments often need therapy to recover.

متاثران سوء استفاده اغلب برای بهبودی به درمان نیاز دارند.

legislation is needed to address the issue of maltreatments.

برای رسیدگی به مسئله سوء استفاده، قوانین مورد نیاز است.

she was a witness to the maltreatments occurring in her neighborhood.

او شاهد سوء استفاده‌هایی بود که در محله‌اش رخ می‌داد.

education can help reduce the risk of maltreatments.

آموزش می‌تواند به کاهش خطر سوء استفاده کمک کند.

the investigation uncovered numerous cases of maltreatments.

تحقیقات موارد متعددی از سوء استفاده را کشف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید