manacling

[ایالات متحده]/ˈmænəklɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmænəklɪŋ/

ترجمه

n. عمل بستن یا محدود کردن
v. با دستبند بستن یا محدود کردن

عبارات و ترکیب‌ها

manacling chains

زنجیرهای پابند

manacling grip

گرفتن پابند

manacling cuffs

دستبند پابند

manacling hold

نگه داشتن پابند

manacling force

نیروی پابند

manacling restraint

محدودیت پابند

manacling device

وسیله پابند

manacling system

سیستم پابند

manacling situation

وضعیت پابند

manacling scenario

سناریوی پابند

جملات نمونه

the manacling of his hands made it difficult to escape.

بستن دست‌های او باعث شد فرار برایش دشوار باشد.

manacling prisoners is a controversial practice.

بستن زندانیان یک عمل بحث‌برانگیز است.

she felt manacled by the expectations placed on her.

او احساس می‌کرد که انتظاراتی که بر دوش او گذاشته شده او را محدود کرده است.

the laws are manacling our freedoms.

قوانین آزادی‌های ما را محدود می‌کنند.

he was manacled during the trial for security reasons.

او به دلیل مسائل امنیتی در طول محاکمه دستبند داشت.

the manacling of creativity can stifle innovation.

محدود کردن خلاقیت می‌تواند نوآوری را خفه کند.

manacling one's potential can lead to regret.

محدود کردن پتانسیل خود می‌تواند منجر به پشیمانی شود.

the film depicted the manacling of a hero's spirit.

فیلم روح یک قهرمان را در حال محدود شدن به تصویر کشید.

they argued that manacling free speech is unconstitutional.

آنها استدلال کردند که محدود کردن آزادی بیان غیرقانونی است.

manacling his dreams was not an option for her.

محدود کردن رویاهایش برای او یک گزینه نبود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید